X
تبلیغات
باغبان باشی -

باغبان باشی

باغبانی

کشاورزی پایدار
کشاورزی زیستی از روش های بسیارقدیمی کشاروزی است که بشر در طول قرنهای گذشته باآن آشنا بوده ولی رشد سریع جمعیت افزایش فرهنگ مصرف و عدم تعادل بین تولید و مصرف باعث شد که کشاورزی صنعتی جایگزین کشاورزی سنتی شود. رشد و توسعه علم و فناوریهای نوین نظیر تولید ارقام پرمحصول استفاده از کودهای شیمیایی وسموم، مهندسی ژنتیک وبیوتکنولوژی در سه دهه اخیر انقلاب بزرگی را در امر افزایش تولیدات کشاورزی به وجود آورده است به موازات افزایش تولیدات کشاورزی و حل مشکل کمبود غذا در بسیاری از کشورها توسعه یافته و در حال توسعه مشکلات جدیدی در عرصه اکوسیستم های کشاورزی به وجود آورد که آلودگی منابع آب ، خاک، غذا وبه هم خوردن تعادل بیولوژیکی موجود اکوسیستم ها ، بروز آفات و بیماریهای جدید ، کاهش کیفیت مواد غذایی مهمترین آنها است .امروزه بحث حفظ محیط زیست ، ایمنی وبهداشت غذایی یکی از چالش های مهم بشر می باشد و تولید محصولات کشاورزی زیستی یکی از راهبردهای جدید آن می باشد. 
امروزه کشاورزی زیستی به سرعت در حال رشد است و براساس آمار موجود در سال 2004در سطح جهان حدود 24میلیون هکتار از اراضی تحت مدیریت کشاورزی زیستی قرارگرفته که نسبت به سال 1999 افزایش چشمگیری داشته است استرالیا باده میلیون هکتار (41درصد) بیشترین و زیمباده با 40 هکتار (16/0درصد) کمترین و ایران با وجود داشتن برخی اراضی عاری از کود وسم سهم صفر درصدی را بخود اختصاص داده است. درحال حاضر بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای اروپایی توسعه کشاورزی زیستی را (تاحدود 20درصد محصولات کشاورزی) در برنامه اجرایی خود قرار داده اند و در آینده نه چندان دور مهمترین و اصلی ترین مشخصه حضوردر بازارهای جهانی به ویژه برای محصولات باغی عرضه محصولات عاری از ترکیبات شیمیایی خواهد بود. -جایگاه محصولات زراعی و باغی زیستی در ایران شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک کشور ما برای کشاورزی زیستی مساعد است به دلیل اینکه تاثیر نهادهای مورد مصرف در کشاورزی مدرن (به ویژه کود و سم) در این اراضی کمتر است و همچنین مصرف کودهای آلی در این زمینها باعث افزایش سریع حاصلخیزی خاک و نفوذپذیری آن نسبت به آب می شود. باتوجه به اینکه 2/1درصد اراضی کشاورزی جهان در ایران قرار دارد و فقط حدود 3/0 درصد سموم مصرفی جهان در ایران مصرف می شود در وضعیت بهتری نسبت به میانگین جهان قرار دارد براساس آمار سال 1380 در ایران بیش از 239 هزار هکتار از مزارع و باغات از سم و کود استفاده نشده و در بیش از 808هزار هکتار نیز از سموم استفاده نشده که این میزان در خراسان 77537 هکتار بدون استفاده از کود و سم و 45766 هکتار بدون استفاده از سم کشت گردیده است. برای پایه گذاری سیستم کشاورزی زیستی در کشور همزمان باتوسعه تولید این محصولات در مورد ایجاد زمینه های عرضه مطمئن در شبکه توزیع نیز باید برنامه ریزی لازم صورت گیرد زیرا اقتصادی کردن کشاورزی زیستی برای توسعه وگسترش آن ضروری است. -تعریف کشاورزی زیستیتعریف کشاورزی زیستی از کشوری به کشور دیگر متفاوت است اما همگی در این مفهوم توافق دارند و آن عبارت است از : مصرف به شدت محدود کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات نباتی در تولیدمحصولات کشاورزی که در راستای تعامل سازگار فعالیت های انسانی با چرخه طبیعت و استفاده متعادل و منطقی از آن بوده است و این امر به ایجاد تعادل پایدار درمنابع پایه اب وخاک منجر خواهد شد بنابراین هدف پایداری در بطن مفهوم کشاورزی زیستی نهفته است. -اهداف مهم کشاورزی زیستی1- تولید غذا با کیفیت و کمیت کافی ومناسب2- حفظ وافزایش حاصلخیزی خاک در درازمدت 3- ایجاد توازن هماهنگ بین تولید محصولات کشاورزی4- کاهش انواع آلودگیها در آب وخاک و هوا5- حفظ سلامتی کشاورزان و تولیدکنندگان ازطریق ایجاد اکوسیستم سالم6- تولید غذای سالم و متنوع7- تولید منسوجات با دوام و کیفیت8- حفظ تنوع ژنتیکی سیستم های تولید9- حفاظت از منابع آب وگونه های زیستی و بهره برداری صحیح ازآنها و درنهایت حفظ محیط زیست10- افزایش درآمدکشاورزان وتولیدکنندگان وکاهش هزینه های تولید در مناطق کم بازده -ویژگی های کشاورزی زیستی1- درتولید محصولات زراعی و باغی زیستی لازم است از موادطبیعی نظیر کودهای آلی، کمپوست برای تقویت خاک و گیاه استفاده شود ودرمورد گوشت و محصولات لبنی می بایستی تغذیه حیوانات با محصولات کاملاً طبیعی صورت گیرد.2- برای کاهش خسارت آفات و بیماریها از دشمنان طبیعی آنها و روشهای غیرشیمیایی استفاده شود. 3- برای مبارزه با علفهای هرز از مبارزه مکانیکی و سایر روش های غیرشیمیایی استفاده شود. 4- محصولات کشاورزی تولیدشده از طریق کشاورزی زیستی گرانتر از تولیدات سایر روشها می باشد. 5- مزرعه باید به نحوی مدیریت شود که حداکثر استفاده از موادغذایی به عمل آمده و کمترین ضایعات به جابماند. 6- تمامی تاسیسات آبرسانی و درتماس مستقیم با آب باید عاری از سرب، مواد عقیم کننده و مضر برای حیوانات، انسان و محیط زیست باشد. قوانین و استانداردهای بین المللدرحال حاضر در زمینه تولید محصولات کشاورزی زیستی دو استاندارد بین المللی CAG و IFOAM مطرح هستند. 1- مجموعه قوانین راهنمایی غذایی(CAG) این قانون توسعه و ترویج کشاورزی زیستی را منوط به کلیه مراحل تولید، فرآوری، برچسب زنی و بازاریابی برای تولیدات به شیوه زیستی می کند کشاورزی زیستی با نگرش کلی یک سیستم مدیریتی را تشکیل می دهد که به سلامتی اکوسیستم، چرخه سیستم و فعالیت های بیولوژیکی خاک کمک می کند اما یک راه حلی قطعی برای کاهش آلودگی زیست محیطی نمی باشد و در عین حال برپایه محدودیت استفاده از نهادهای خارجی همچون کودهای شیمیایی و آفت کش ها بنا نهاده شده است ، و بکارگیری این روش باعث کاهش آلودگی منابع آب وخاک می گردد. 2- فدراسیون بین المللی جنبش های کشاورزی زیستی(IFoAM) طبق قانون مذکور کشاورزی زیستی برپایه امنیت غذایی، تغذیه مناسب، رفاه حیوانات وعدالت اجتماعی پایه گذاری شده و کشاورزی زیستی تنها مختص محصولات زراعی و باغی نبوده بلکه چارپایان وآبزیان را نیز در بر می گیرد. برخی استانداردهای ملی نیز وجود دارند که دارای اهمیت اند ازقبیل قوانین جامعه اقتصادی اروپا و استاندارد پارلمان کشاورزی ایالت متحده امریکانتیجه: در سالهای اخیر با تشدیدروند تخریب اکوسیستم های طبیعی و استفاده نامطلوب از منابع تولید که باعث کاهش و آلودگی آن شده و ضروری است برنامه ریزی به منظور ایجاد تعادل پایدار مورد تاکید قرار گرفته است و به همین لحاظ کشاورزی پایدار مطرح شده کشاورزی پایدار شامل کشاورزی اقتصادی و درعین حال با حداقل تخریب و آلودگی محیط زیست می باشد که بتوان موادغذایی و کشاورزی موردنیاز بشر را تامین کرد امروزه تولید موادغذایی درسطح جهانی براساس سیستم کشاورزی پایدار و حفظ محیط زیست پایه گذاری می شود و کشاورزی زیستی مورد استقبال جهان و دولت ها می باشد و کشورهای مختلف درصدد حمایت از این نوع کشاورزی بوده اند به نحوی که سالانه از سوی دولت های اروپایی، امریکا و ژاپن که از بزرگترین تولیدکنندگان محصولات زیستی می باشند سیاست های حمایتی از قبیل پرداخت یارانه و تخصیص وام های بلندمدت، احداث مرکزتحقیقاتی اعمال می گردد به طور مثال دولت آلمان از سال 1989 تا 1992 به هر کشاورزی که به کشاورزی زیستی روی می آورد به ازای هر هکتار 300 الی 400 مارک (190 تا 316دلار امریکا) یارانه پرداخت می کند . به منظور توسعه فرهنگ استفاده از محصولات زیستی و نقش مهم آن در سلامتی افراد جامعه با ایجاد آزمایشگاهها اندازه گیری سطح سموم و آفت کشها درمحصولات کشاورزی، ایجاد قوانین استاندارد برای محصولات و نهاده های موردکاربرد در بخش کشاورزی ایجاد مراکز تحقیقاتی و ایجاد نظام خاص صنایع غذایی ایجاد بازارمحصولات زیستی و درنهایت ایجاد یک سیستم مدیریت کشاورزی زیستی در عرضه مطمئن باشد کشاورزی پایدار مقدمه:کشاورزی به مفهوم راهها وروشهای بهره برداری از منابع آب وخاک و انرﮊی و ... در جهت تامین نیازهای غذایی و پوشاک انسانها همواره در طول تاریخ پایه واساس بسیاری از تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سرتاسر جهان بوده و هست. به طوری که امروزه کشاورزی و توسعه کشاورزی به عنوان موتور محرکه و نیروی پیش برنده توسعه به طور عام و توسعه روستایی به طور خاص می باشد،در حالیکه خود توسعه کشاورزی نیز به اهرم توانمندی به نام ترویج کشاورزی نیازمند است. هر دوی این مفاهیم امروزه دچار تغییر وتحولات شدیدی می باشند به طوریکه کشاورزی شدیدا با بحث پایداری در چالش می باشد و ترویج نیز به تبع آن تحولات ساختاری و کاركردی بسیاری را به خود دیده است. این قسمت به بررسی مفاهیم واندیشه های پایداری در کشاورزی می پردازد وبدنبال آن تغییرات ساختاری وکارکردی ترویج را در جهت حمایت از پایداری در کشاورزی مورد بررسی قرار می دهد.لغت پايدار برشرايط يكنواخت و با ثبات دلالت دارد . شرايط يكنواخت افق هاي دور دست را در بر مي گيرد . عدم شناخت و اطلاعات كافي و فقدان تفاهم در مورد منابع ، آب و هواي جهان و تنوع آن ، تكنولوژي آينده ، نقش مردم در كشاورزي و رابطه كشاورزي با محيط باعث شده است كه پيش گويي در رابطه با آينده كشاورزي مشكل باشد .كشاورزي پايدار نوعي كشاورزي است كه در جهت منافع انسان بوده ، كارايي بيشتري در استفاده از منابع دارد و با محيط در توازن است . به عبارتي كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب ، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد . ظهور کشاورزی پایدار:به طور کلی (Sheferd 1998) معتقد است که در زمینه توسعه روستایی چهار تحول و پیشرفت نظری عمده صورت گرفته است که عبارتند از: 1- توسعه کشاورزی پایدار 2- نهادها و موسسات پایدار محلی 3- دگرگونی بنیادی در رهیافت های مبتنی بر پروﮊه 4- دیدگاههای مربوط به جنسيت . همانطور که در بالا اشاره شد در بستر این تغییر پارادایم در توسعه روستایی بحث پایداری در کشاورزی حضوری جدی یافت ، بطوريكه امروزه يكي از جنبه هاي مهم در توسعه پايدار ، كشاورزي پايدار است . در زمینه کشاورزی علت اصلی ظهور پایداری را می توان در تاریخ اجرای برنامه های انقلاب سبز و کشاورزی مدرن و انتقادات وارد بر آن جستجو نمود . به طوریکه در اکثر قریب اتفاق مناطقي که در آنها فناوری های انقلاب سبز توليد را افزایش داده بوند ،اثرات زیست محیطی و اجتماعی معکوسی پدید آمده است.از جمله این مشکلات عبارتند از:آلودگی آب از طریق آفت کشها ، نیتراتها، از دست رفتن خاک و تلفات دام ، صدمه زدن به حیات وحش ،اختلال در زیست بومها و ایجاد مشکلات بهداشتی در آب آشامیدنی . آلودگی مواد غذایی و علوفه دامی با بقایای آفت کشها ، نیتراتها و آنتی بیوتیکها .خسارت به مزرعه و منابع طبیعی از طریق آفت کشها ،که باعث صدمه زدن به کشاورزانی که مشغول به کاراند و عموم مردم و نیز اختلال در زیست بوم ها و زیان رساندن به حیات وحش می شود .آلودگی جو با آمونیاک ،اکسید ازت ،متان و مواد حاصل از سوختن که در کاهش ازن نقش دارند و گرم شدن زمین .استفاده مفرط از منابع طبیعی که باعث کاهش آب زیرزمینی و زیان به گیاهان خوراکی وحشی و رستنگاهها و نیز موجب کاهش ظرفيت آنها در جذب مواد زاید می شود و همچنین باعث ماندابي شدن و افزایش شوری می گردد.تمایل به استاندارد کردن و تخصصی کردن کشاورزی با روی آوردن به رقمهای جدید بذر که موجب از دست رفتن رقمها نﮊادهای سنتی می شود .خطرهای بهداشتی جدید برای کارگران در صنايع شمیایی کشاورزی و عمل آوری مواد غذایی (Pretty ، 1995 ).Sheferd ( 1998 ) انتقادات وارد بر انقلاب سبز را که در نتيجه بستری را برای معرفی مفهوم پایداری در کشاورزی فراهم آورد به شرح زیر بر می شمارد: نا برابر یهای جغرافیایی ،نا برابری های اجتماعی - اقتصادی ،نا برابری در اشتغال و دستمزد ها،تضادها و اختلاف ،بر هم خوردن امنیت غذایی و به خطر افتادن سلامتی انسانهاو محیط زیست ..تحقیقات متعدد دیگری نیز نگرانی ها درباره نقش منفي کشاورزی سنتی و انقلاب سبز را بر محیط زیست گزارش کرده اند (Agabaje & et al ، 2001 ) ، ( Rasull ، Tapa ، 2003 ) ، ( Leeuwise ، 2004 ) ، ( Gamon &Scofield ، 1998 ) . در مقاله تعریف و اجرای کشاورزی پایدار به افزایش انرﮊی مصرفی در هر بوشل محصول تولیدی از جمله (انرﮊی براي تولید مواد شیمیایی و ماشین آلات ) در مقابل کاهش ذخایر انرﮊی نیز به عنوان نگرانی حاصل از فعالیتهای تولیدی حاصل از انقلاب سبز اشاره شده است.در ادامه اشاره می کند که نسبت انرﮊی خروجی به ورودی به طور تصاعدی حالت نا مطلوبتری یافته است به طوری که از میزان 3 در دهه 1940 به کمتر از 8/1 تا دهه 1980 کاهش داشته است و راهبردهای کاربری اراضی بااستفاده از انرﮊی های متمرکز نا محدود را در بلند مدت پایدار نمی داند (سال؟و نویسنده ) . یکی از هزینه های کاملا پنهان کشاورزی انقلاب سبز و مدرن سوختهای فسیلي است که باید برای بالا نگه داشتن سطح بازده مصرف شوند به طوریکه برای تولید هر کیلوگرم غله در شرایط انقلاب سبز پر نهاده 3تا10 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود در حالیکه این میزان در کشاورزی پایدار 5/0 تا 1 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود (Pretty ، 1995 ).کشاورزی پایدار چیست؟ تلاشهای بسیاری برای تعریف پایداری به طور تجريدي صورت گرفته است. مفهوم كشاورزي پايدار از سال 1987 رايج شد ، ولي قبل از آن نيز در دهه 1940 به صورت مترادف با اصطلاحاتي چون كشاورزي ارگانيك ، طبيعي ، اكولوژيك و كم نهاده بكار برده مي شد. البته مفهوم و مضمون توسعه پايدار كه كشاورزي پايدار نيز بخشي از آن محسوب مي شود تنها متعلق به دوران معاصر نيست . به نحوي كه بعضي تاريخچه آن را به نيوتن ، جان لاك ، توماس جفرسون و چارلز داروين و حتي به آسياي قديم نيز نسبت مي دهند . اما همانطور كه گفته شد واژه پايداري به دنبال پيامدهاي اقتصادي ، اجتماعي و بالاخص زيست محيطي فعاليتهاي انسان مورد استفاده قرار گرفت . از هنگام تعریف کمیسیون برونت لند (Brount Land ) از توسعه پایدار در سال 1987 حداقل بیش از 80 تعریف ابداع شده است که هریک تفاوتهای ظريفی با دیگری دارد و بر ارزشها ، اولویتها و هدفهای خاصی تاکید می کند (Pretty ، 1995 ، 1998) . واﮊه كشاورزی پایدار ، از دیدگاه افراد مختلف معانی مختلفی دارد؛ که بستگی دارد به حیطه علاقه و سابقه آنها. کشاورزان ، متخصصان محیط زیست ، حافظان منابع طبیعی و ساکنان روستایی همگی علائق و نگرانی های متفاوتی دارند و بنابراین کشاورزی پایدار را به صور مختلفی تعریف می کنند ؛ بنابراين تعریف واحدی برای کشاورزی پایدار وجود ندارد.  كشاورزي متعارف conventionalagricultureكشاورزي پايدار sustainable agricultureالف ) تمركز :.۱تعدادكشاورزان كم.2كنترل زمين، .3 منابع و سرمايه توسط تعداد معدودي بهره بردار.4 تمركز نواحيتوليدي وصنايع تبديلي كشاورزيالف ) عدمتمركز:.1 تعدادكشاورزان نسبتا زياد.2 كنترل زمين، .3 منابع و سرمايه توسط تعداد نسبتا زيادي بهره بردار.4 نواحيتوليدي و صنايع تبديلي پراكندهب ) وابستگي :.1 واحدهايتوليدي بزرگ سرمايه بر و متكي به تكنولوژي پيشرفته.2 وابسته بهمنابع خارج از مزرعه ( انرژي ،3. نهاده ها ،4. اعتبارات و غيره.5 وابسته بهبازار مصرف در سطوح ملي و جهاني.6 نيازمند بهدانش متخصصين وكارشناسان در سطوح بالاب ) عدموابستگي :.1 واحدهايتوليدي نسبتا كوچك،2 . نياز به سرمايه كمتر و تكنولوژي مناسب.3 نياز كمتربه منابع خارج از مزرعه ( انرژي ،4. نهاده ها ،5. اعتبارات و غيره .6 توليد درجهت خود كفايي خانواده ،7. جامعه و منطقه.8 تاكيد دربكارگيري دانستنيهاي علمي پيشرفته و همچنين استفاده از دانش ،9. مهاتها ،10. تجارببومي و محلي ج ) رقابت :.1 تاكيد برعلائق و منافع فردي (عدم نياز به همكاري).2 سنتهايمربوط به فعاليت هاي كشاورزي و همچنين فرهنگ روستايي به كنار گذاشته شده.3 عدم نيازكشاورز به جوامع كوچك روستايي..4 حداقل نيازبه نيروي كارگر و يكنواختي در كارهاي كشاورزي.5 تاكيد برجنبه هاي تجاري ( اقتصادي ) در انجام فعاليت هاي كشاورزي.6 تاكيدفراوان بر سرعت انجام كار ،7. كميت و منافع بيشترج ) همكاري وتشريك مساعي :.1 تاكيد برتشريك مساعي (نياز به همكاري در زمينه هاي مختلف)2 . عتاقه بهسنتهاي كشاورزي و فرهنگ روستايي و پاسداري از آنها.3 ضرورت وجودجوامع روستايي كوچك براي انجام كارهاي كشاورزي.4 كار كشاورزينيازمند به نيروي كارگر و فعاليت كشاورزي كاري مورد ستايش5 . كار كشاورزيهم شيوه زندگي هم منبع درآمد.6 تاكيد برتداوم ،7. كيفيت و مطلوب بودن كارد ) سلطه برطبيعت :.1 جدايي انساناز طبيعت.2 استفادهبدون محدوديت از منابع طبيعي.3 عدم توجه بهدوباره گردش درآوردن ضايعات مزرعه.4 بالانگهداشتن سطح توليد با بكارگيري نهاده هاي شيميايي (كود ها و سموم).5 تعددفرايندها در صنايع تبديلي غذايي و كشاورزيد) همنواييبا طبيعت :.1 عدم جداييانسان از طبيعت.2 استفادهمعقول از منابع طبيعي.3 تاكيد بردوباره به گردش درآوردن ضايعات مزرعه و استفاده از آنها در فعاليتهايزراعي.4 بالانگهداشتن سطح توليد از طريق اعمال بهزراعي به منظور حفظ سلامت خاك.5 محدود بودنمراحل در صنايع تبديلي غذايي و كشاورزيه ) ويژهكاري يا تخصصي بودن كشت :.1 زراعت عمدتاتك محصولي.2 تداوم كشتيك محصولي در سالهاي متمادي.3 جداييفعاليت هاي توليدي از فعاليت هاي دامداري.4 اعمال نظام) برنامه) توليد با عنايت كمتر به شرايط اكولوژيك محلي.5 تاكيد برجنبه هاي خاص از دانستنيهاي علمي وفني كشاورزيه) تنوع ياگوناگوني كشت :.1 زراعت چندمحصولي.2 بكارگيرينظام تناوب زراعي در برنامه چند ساله كشتكار.3 تلفيقفعاليت هايزراعي و دامداري.4 تنظيمبرنامه هاي توليدي متناسب با شرايط اكولوژيكي محلي.5 توجه بهمجموع دانستيهاي مربوط به علوم و فنون كشاورزيو ) بهرهبرداري بي رويه :.1 ناديدهگرفتن هزينه هاي غيرمستقيم (هزينه هاي مربوط به صدمات زيست محيطي ناشي از جريانتوليد).2 اهميت بهمنافع كوتاه مدت.3 وابستگيشديد به منابع تجديد نشونده (مواد نفتي وغيره (. 4 وابستگي بهرشد اقتصادي و بالا رفتن سطح مصرف. 5 تاكيد برموفقيت هاي اقتصادي و مالي (توجه به جنبه هاي مادي زندگي(و ) بهرهبرداري مفيد :.1 محاسبه تمامهزينه ها 2. مستقيم و غير مستقيم.3 اهميت بهمنافع كوتاه مدت و بلند مدت.4 وابستگي بهمنابع تجديد شونده (احتياط در مصرف منابع تجديد نشونده (5 . تاكيد برمصرف محدود وحفظ منافع نسل هاي آينده.6 توجه بهظرفيت هاي فردي "خود شناسي" (توجه به جنبه هاي مادي و معنوي زندگی)اهداف کشاورزی پایدار :اهداف کشاورزی پایدار ارتباط نزدیکی با تعاریف آن دارند و در واقع جمع بندی این تعاریف می باشند . یک برنامه کشاورزی پایدار موفق در بر گیرنده هفت هدف زیر می باشد:فراهم کردن امنیت غذایی همراه با افزایش کمی و کیفی آن ضمن در نظر گرفتن نیاز های نسلهای بعدي ؛حفاظت از منابع آب،خاک و منابع طبیعی؛حفاظت از منابع انرﮊی در داخل و خارج از مزرعه ؛حفظ و بهبود سود آوری کشاورزان ؛حفظ نیروی حیات جامعه روستایی ؛حفظ تنوع زیستی ؛قابلیت پذیرش از سوی جامعه ؛ البته اهداف مشابهی را برای کشاورزی پایدار قائل شده اند ،ضمن اینکه ایجاد زیر ساخت های اجتماعی و اقتصادی پویا برای جوامع روستایی را نیز به این فهرست اضافه می نمایند.در کتاب با آفرینی کشاورزی ،(پرتی،1996) ، کشاورزی پایدار را عبارت از هر نوع نظام تولید مواد خوراکی یا الیاف می داند که به طور نظام یافته هدفهای زیر را دنبال می کند:در آمیختن کامل تر فرآیندهای طبیعی از قبیل چرخه ی مواد غذایی،تثبيت ازت و روابط آفت – دشمن طبیعی با فر آیندهای تولید کشاورزی ؛کاهش کاربرد آن دسته از نهاده های غیر زراعی ، بیرونی و تجدید نشدنی که قابلیت آنها برای وارد آوردن خسارت به محیط زیست یا صدمه زدن به بهداشت کشاورزان و مصرف کنندگان بسیار زاید است و استفاده هدفدار تر از نهاد های باقی مانده به منظور حد اقل رساندن هزینه های متغییر مصرف می شوند؛دسترسی منصفانه تر به منابع و فرصتهای تولید و پیشرفت در جهت دستیابی به شکل هایی از کشاورزی که ا ز نظر اجتماعی عادلانه تر است؛استفاده بسیار مولد تر از استعداد بالقوه زیست شناختی و ﮊنتیکی گونه های گیاهی و جانوری ؛استفاده بسیار مولد از دانش و عملیات محلی، از جمله رهیافت های نو آورانه ای که هنوز دانشمندان آنها را کاملا درک نکرده اند یا کشاورزان به طور گسترده آنها را نپذیرفته اند؛افزایش خود اتکایی در میان کشاورزان و روستاییان؛تطبیق هرچه بیشتر الگوهای کشت و استعداد تولید، معضلات زیست محیطی اقليم و چشم اندازطبیعت برای تضمین پایدار دراز مدت سطوح کنونی تولید ؛تولید سود آور و کارآمد با تاکید بر مدیریت تلفیقی مزرعه و حفاظت از خاک،آب ، انرﮊی و منایع زیستی.هدف کشاورزی پایدار عبارت است از افزایش تنوع فعالیتها در مزرعه ، همراه با افزایش پیوندها و فر آیندهای میان آنها. در کشاورزی پایدار محصولات فرعی یا ضایعات حاصل از یک جزء يا فعالیت،نهاده اي مي شوند براي جزئي ديگر . از آنجا كه فرايندهاي طبيعي به طور فزاينده اي ، جايگزين نهاده هاي بیرونی می شوند، تاثیر نهادهای بیرونی بر محیط زیست کاهش می یابد. هدف کشاورزی پایدار را حفظ سطوح ضروری تولید به منظور بر آورده کردن جمعیت در حال رشد جهان بدون تخریب محیط زیست می دانند که به مفهوم نگرانی برای ایجاد در آمد، ترویج سیاستهای مناسب و حفظ منابع طبیعی می باشد .همه اهداف كشاورزي پايدار را در قالب پنج اصل كلي زير بيان مي كند :همسو نمودن فعاليت هاي كشاورزي با فرايندهاي اكولوژيكي بكارگيري فناوري ها مناسب و اتخاذ يك مديريت صحيح و معقول در روند توليدات كشاورزيعدم بكارگيري نهاده ها و مواد شيميايي كه براي محيط زيست وسلامت بشر و حيوانات خطرناك هستند افزايش توليد محصولات كشاورزي با بهره گيري از پتانسيل بيولوژيكي و ژنتيكي گونه هاي مختلفاستفاده عاقلانه از منابع و حفظ واحياي منابع تجديد شونده و غير قابل تجديددر مقاله توسعه پايدار كشاورزي ، مؤلفه ها و شاخص ها، اهداف كشاورزي پايدار را موارد زير مي داند :افزايش ارزش محصولات كشاورزي بويژه محصولات كشورهاي فقير كاهش آثار زيست محيطي در بخش كشاورزي .نتيجه گيري:كشاورزي پايدار يك فرايند بيولوژيكي است و سعي در تقليد كردن از خصوصيات كليدي يك اكوسيستم طبيعي دارد ولي عملكرد حداكثر از اهداف آن است . كشاورزي پايدار باعث پيچيدگي اكوسيستم زراعي مي شود ، كارايي چرخش عناصر غذايي در اين نوع كشاورزي افزايش مي يابد و از خورشيد به عنوان منبع اصلي انرژي براي به حركت درآوردن سيستم بهره برداري مطلدب مي شود. كشاورزي پايدار توليد با كيفيت كشاورزي پايدار به معناي استفاده از علوم بيولوژي، بالاترين ميزان و مناسب ترين روش توليد در كشاورزي است. در حالي كه در كشاورزي تجاري براي نيل به اهداف توليد كوتاه مدت از نهاده هاي كشاورزي به طور بي رويه استفاده مي شود. اين نهاده ها شامل كود، سم، زمين، آب و... است كه استفاده هاي بي رويه از هر كدام ناهنجاري هايي را به دنبال دارد. در حالي كه وزارت جهاد كشاورزي عزم جدي براي توليد ارگانيك و كاربرد حداقل سم و كود شيميايي را در محصولات كشاورزي دارد، اما آيا روند موجود در استفاده بيش از حد ظرفيت اراضي در كشت هاي دوم و 4/7 ميليارد متر مكعب بيلان منفي از 44 ميليارد متر مكعب آب در بخش زراعت و به عبارتي 19 درصد بيلان منفي حاكي از رويكرد بخش كشاورزي به توسعه پايدار است؟ به راستي وزارت جهاد كشاورزي مي تواند در يك نقد درون سازماني برآورد كند كه مسير گذر از كشاورزي تجاري به كشاورزي پايدار تاكنون به چه ميزان طي شده است؟ با افزايش روزافزون جمعيت و نيازهاي فراوان آن از جمله غذا، كشاورزي به روش هاي ابتدايي و سنتي با بازدهي كم، ديگر جوابگوي اين نيازها نيست. در طي سال هاي گذشته با قطع درختان جنگلي و از بين بردن مراتع، سطح زيركشت افزايش يافت و با استفاده از تكنولوژي هاي صنعتي و روش هاي نوين كشاورزي تا حدودي توانسته بر اين نيازها غلبه كند. به كارگيري روش هاي شيميايي و مكانيكي هر چند توانست كشاورزي را رونق دهد، ولي جاذبه هاي منافع كوتاه مدت كشاورزي تجاري به سيستم حساس و آسيب پذير خاك، اين اجازه را نداد كه بگويد: چه مدت مي توان از اين روش كشاورزي استفاده كرد. در كشاورزي تجاري با استفاده بي رويه و نامتعادل از كودها و سموم كه تخريب خاك و از بين رفتن موجودات خاكزي را در پي داشت، توان توليد و حاصلخيزي خاك كاهش يافت و نتيجه اين روش كشاورزي، پايين آمدن كيفيت محصولات بود. در اواخر دهه 60 ميلادي با پيدا شدن سموم در زنجيره هاي غذايي و تجمع عناصر در خاك و آب هاي زيرزميني، به تبع آن بروز بيماري هاي مختلف در انسان، آگاهي مردم از اثرات استفاده از اين مواد شيميايي در كشاورزي افزايش يافت. در دهه ي 70 ميلادي قيمت نفت افزايش يافت و به دنبال آن بهاي نهاده هاي اصلي كشاورزي زياد شد. اين امر بيشتر سبب شد كه مردم به فكر فرو روند و احساس كنند كه منابع طبيعي زمين محدود و جايگزين كردن آنها كاري بس دشوار است. در سال هاي اخير براي نيل به حفظ حيات طبيعي، تنوع زيستي، پايداري منابع خاك و آب و حفظ محيط زيست، به كشاورزي از ديدگاه پايدار و ارگانيك نگاه شده است. كشاورزي پايدار براي حصول توليد در دراز مدت و سازگار با محيط، بر نهاده هاي كم انرژي و مقادير كم مواد شيميايي متكي است و در آن اثرات متقابل و فرايندهاي اكولوژيكي ضروري مي باشد كه نتيجه آن توليد محصول و غذاي سالم تر براي انسان است. تفاوت كشاورزي پايدار با كشاورزي تجاري كه به صورت فشرده از نهاده هاي كشاورزي استفاده مي كنند، در اين است كه در كشاورزي پايدار بر ثبات عملكرد در طولاني مدت با حداقل تاثير بر محيط تاكيد مي شود، در حالي كه كشاورزي تجاري بر اهداف كوتاه مدت و حداكثر عملكرد متكي است. بايد به اين نكته توجه كرد كه كشاورزي پايدار به معني بازگشت به گذشته نيست، چرا كه با استفاده از علوم جديد بيولوژي به بالاترين ميزان و مناسب ترين روش توليد در كشاورزي رسيد. گر چه در بيشتر جوامع با قدرت و نفوذ سياسي شركت هاي توليدكننده مواد شيميايي و نفي اثرات ناهنجار استفاده از آنها در كشاورزي، در توسعه كشاورزي پايدار خللي ايجاد كرده است، ولي با پيگيري جوامع علمي و مردم در سياست دولت ها تغيير روشي مشاهده شده كه كنترل و حذف مصرف برخي از اين مواد شيميايي را در پي داشته است. به علت ناهنجاري هاي به وجود آمده در سيستم كشاورزي تجاري و صنعتي، جنبش كشاورزي پايدار مبتني بر اكولوژي زنده خاك شكل گرفته است و حركت هاي جهاني نشان مي دهد كه اين جنبش در حال گسترش مي باشد و اين تغييرات در كشورهاي توسعه يافته بيشتر مشاهده مي گردد. در كشاورزي پايدار دو اصل كليدي وجود دارد كه در آن استفاده از مواد شيميايي بخصوص آفت كش ها و كودها بايد به حداقل برسد و به مزرعه به صورت جامع نگريسته شود. در حالت كلي يكي از منابع توليد محصولات كشاورزي خاك است و اكوسيستم خاك به طور طبيعي در جهت به حداقل رساندن حالت بي نظمي و جلوگيري از تغييرات شديد بلندمدت عمل مي كند و نتيجه ي آن حفظ ثبات درون زيستگاه است. بنابراين حفظ تعادل اكوسيستم خاك مستلزم مديريت عواملي است كه در جهت حمايت و تقويت جامعه زيستي خاك به كار رود. امروزه رويكرد جهاني به كشاورزي مبتني بر ساختارهاي زنده خاك است. در اين نوع كشاورزي به كار بردن فرآورده هاي بيولوژيك كه با طبيعت اكوسيستم خاك هماهنگ است، در اولويت قرار دارد و خاك به عنوان يك اكوسيستم پويا و فعال در نظر گرفته مي شود كه مواد و انرژي در آن جريان دارد و موجودات خاكزي و گياهان از اجراي اصلي آن محسوب مي شوند. اين موجودات خاكزي از عوامل اصلي تنظيم كننده زنجيره هاي غذايي و چرخه هاي حياتي روابط مفيد بين اجراي آن مي باشند. دانشمندان علوم گياهي و كشاورزي توجه خود را بيشتر به خطرات مصرف بيش از حد كودها و آفت كش هاي شيميايي و مسايل حفاظت خاك و آب و حفاظت از محيط زيست صرف كرده اند و به طور كلي بايد گفت: كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد. كشاورزي پايدار از اهدافي است كه بايد هر چه سريعتر به آن دست يافت و با استمرار آن نياز به مواد شيميايي گران و مخرب را كمتر كرد و با حفاظت از محيط زيست، موجودات و سلامتي جوامع زيستي از طريق برنامه ريزي دقيق، كشاورزي پايدار را حاصل نمود تا نسل هاي آينده بتوانند از شرايط مناسب محيطي برخوردار شوند و از نعمت هاي آن بهره جويند. خصوصيات اكولوژيكي و زراعي سيستمهاي كشاورزي پايدار تفاوت كشاورزي پايدار با كشاورزي فشرده در اين است كه در كشاورزي پايدار بر ثبات عملكرد در طولاني مدت با حداقل تأثير بر محيط تأكيد ميشود؛ در حاليكه كشاورزي فشرده بر اهداف كوتاه مدت و حداكثر عملكرد متكي است. اهداف كشاورزي پايدار را نميتوان فقط با كاهش دادن نهادهها برآورده كرد، بلكه بايد سيستمهاي زراعي جديد و ابداعي طراحي شوند. خصوصيات عمدة اكولوژيكي و زراعي سيستمهاي متداول و پايدار در جدول بالا مقايسه شدهاند. سيستمهاي پايدار شباهتهايي با جوامع گياهي بالغتر و دست نخوردهتر در توالي اكولوژيكي دارند؛ ولي سيستمهاي زراعي مقادير زيادي انرژي و عناصر غذايي به صورت عملكرد صادر ميكنند و بدين ترتيب نيزا به مقداري سوبسيد نهادهها دارند. در سيستمهاي فشرده بعلت كشت خالص گياهان زراعي يكساله، تلفات عناصر غذايي زياد و محصولات به آفات حساسترند. اگر چه پديدههاي اكولوژيكي در تمام اكوسيستمهاي زراعي وجود دارند، ولي مصرف زيا نهادهها مانعي براي فرآيندهاي اكولوژيكي است. سيستمهاي پايدار بايد براساس اصول اكولوژيكي و نه نهادههاي شيميايي و انرژي، استوار باشد. اكوسيستمهاي زراعي پايدار كه متكي بر نهادهها كم هستند. پيچيدهتر از سيستمهايي هستند كه با نهاده زياد اداره ميشوند و بدين ترتيب نياز به اصول منطقي و مديريت صحيحتري دارند. شخم حداقل شخم حداقل يا شخ حفاظتي، نوعي سيستم كاشت گياهان زراعي است كه در آن حداقل 30 درصد بقاياي گياهان زراعي در سطح خاك باقي گذاشته ميشود. سيستمهاي شخم حفاظتي، هزينه مزرعه را كاهش ميدهد، رواناب و فرسايش خاك را به حداقل ميرساند، مواد آلي خاك را حفظ ميكند و باعث افزايش نگهداري رطوبت خاك ميشود. عمليات شخم حداقل، اثرات مهم اكولوژيكي، زراعي و اقتصادي در سيستمهاي كشاورزي پايدار دارد. در اكوسيستمهاي زراعي، شخم حداقل باعث افزايش ثبات سيستم خاك و كارايي چرخه عناصر غذايي ميشود. سيستمهاي بدون شخم، بيشتر قارچها عمل تجزيه را انجام ميدهند؛ در حاليكه در شخم معمولي، اين عمل بيشتر توسط باكتريها صورت ميگيرد. جنگل زراعي «جنگل- زراعي» كشت توأم درخت و محصولات زراعي است و در بسياري از مناطق دنيا هنوز متداول است. احتمالاً جنگل- زراعي شكل اصلي كشاورزي در مناطقي بوده است كه به صورت طبيعي داراي جنگل بوده و هستند. جنگل- زراعي از نظر اكولوژيكي و زراعي نسبت ديگر سيستمهاي زراعي قابليتهاي بيشتري دارد. در اين سيستم، شرايط «ميكروكليما» را تعديل كرده، هوا را گرفته و آن را مجدداً در خاك توزيع ميكنند. جنگل- زراعي بر حاصلخيزي خاك تأثير بسيار دارد.تلفيق سيستمهاي زراعي با دامداري ميتواند باعث ثبات اقتصادي و محيطي شود. به عنوان مثال فرآوردههاي دامي، تنوع اقتصادي را افزايش ميدهد و راههاي ديگري براي فرآيندهاي چرخش مواد فراهم ميكند. بنيان هاي كشاورزي پايداربا توجه به تعاريفي كه در زمينه كشاورزي پايدار بيان شد، مي توان چنين نتيجه گرفت كه يك برنامه كشاورزي پايدار موفق در بر گيرنده اهداف زير مي باشد: فراهم نمودن امنيت غذايي همراه با كيفيت مناسب,‌ حفاظت از آب,خاك و منابع طبيعي, تنوع زيستي, حفاظت از منابع انرژي در داخل و خارج مزرعه حفظ و بهبود سودمندي مزرعه, قابل پذيرش بودن از سوي جامعه و بهبود كيفيت زندگي انسان. به منظور دستيابي به اهداف مذكور مي بايست از فعاليت‌هايي استفاده نمود كه ما را بيشتر در جهت پايداري هدايت نمايد. عمده آنها عبارتند از : 1- استفاده از شخم حداقل: به منظور كاهش فرسايش خاك و هدر رفتن انرژي مي‌توان از شخم حداقل استفاده نمود. در اين روش از ادواتي استفاده مي شود كه كمترين تأثير را بر بافت فيزيك خاك داشته باشد و جا به جايي خاك را به حداقل ممكن برساند. 2- استفاده از محصولات پوششي: با كاربرد محصولات پوششي در سطح مزارع و باغات ميزان فرسايش خاك كاهش مي يابد و با زير و رو نمودن آنها در فصول قبل از كاشت حاصلخيزي خاك افزايش مي يابد. 3- استفاده از كودهاي دامي: به منظور افزايش مواد غذايي خاك وبراي جايگزين كودهاي شيميايي ، مي توان از كودهاي دامي استفاده كرد. اين امر آلودگي آب‌هاي سطحي و تحت اراضي را كاهش مي دهد و منجر به استفاده حداقل از كودهاي شيميايي مي شود. 4- تغيير روش‌هاي آبياري از شياري به باراني و قطره اي: با تغيير آبياري به روش‌هاي نوين نظير باراني و قطره اي ميزان مصرف آب و فرسايش خاك كاهش مي يابد و بر سودمندي فعاليت‌هاي زراعي افزوده مي شود Mahler et al,1995). عناصر مختلفي براي بيان پايداري در كشاورزي مطرح مي باشند كه حتي از منطقه اي به منطقه ديگر متفاوت است. در زير به عناصري اشاره مي شود كه در نظام‌هاي زراعي پايدار عمدتاٌ مشترك مي باشد. 1-حفاظت خاك: يكي از اجزاي مهم و اساسي در فعاليت‌هاي كشاورزي خاك مي‌باشد. حفاظت خاك در مقابل آب و باد با استفاده از روش‌هاي مختلفي نظير: كاربرد محصولات پوششي, شخم عمود بر شيب, تناوب زراعي و حفظ بقاياي محصولات زراعي صورت مي گيرد و به عنوان يكي از مهمترين عناصر پايداري محسوب مي شود(SARE, 1997) . روش‌هاي خاك ورزي حداقل به دليل حفظ بقاياي گياهي در سطح خاك از ميزان فرسايش آبي و بادي مي كاهند. استفاده از آنها باعث افزايش رطوبت نفوذ پذيري بهتر و بهبود بافت فيزيكي خاك و افزايش سودمندي مزرعه مي شود. استفاده از تناوب زراعي و كودهاي دامي يكي ديگر از روش‌هاي حفاظت خاك مي باشد كه كاربرد بيش از حد از منابع خاك را كاهش مي‌دهد و در طولاني مدت به بهبود بافت فيزيكي خاك منجرمي‌شود. در نظام‌هاي شخم حفاظتي كه 30% از محصول در سطح خاك باقي مي‌ماند و از شخم حداقل استفاده مي شود. در مصرف انرژي صرفه جويي شده و ساختمان خاك بهبود مي يابد. سيستم‌هاي شخم حفاظتي در كاهش فرسايش خاك بسيار مؤثرند و فرسايش خاك را تا ميزان 90% كاهش مي دهند(ادواردز,1375). 2-كيفيت آب: به منظور افزايش ميزان سلامت محصولات كشاورزي و انسان آب مورد استفاده از فعاليت‌هاي كشاورزي و شرب بايد از كيفيت مطلوبي برخوردار باشد. به اين منظور لازم است از مصرف بي رويه مواد شيميايي خود داري نموده و با استفاده از روش‌هاي صحيح و مناسب بركيفيت آنها افزود. عوامل متعددي وجود دارند كه بر كيفيت خاك مؤثرند. شخم زدن زمين هاي زراعي, ميزان مصرف كودهاي شيميايي, كاربرد آفت كش ها و مديريت نامناسب آبياري از اين جمله موارد هستند. تسريع فرسايش و تخليه عناصر غذايي رودخانه, آبشويي عناصر غذايي و آفت كش‌ها به داخل آب‌هاي زير زميني و آلودگي آب‌هاي سطحي و زير زميني توسط باكتري‌ها برخي از جنبه هاي كشاورزي مدرن بر آلودگي آب‌ها مي باشد. در كشاورزي پايدار كيفيت آب به عنوان يكي از عناصر پايداري مي باشد و بهبود آن منجر به فراهم شدن شرايط لازم جهت دستيابي به كشاورزي پايدار است. 3-مديريت تلفيقي آفات: مديريت تلفيقي آفات يك رهيافت پايدار جهت مبارزه با آفات از طريق روش‌هاي بيولوژيك,‌ زراعي, فيزيكي و شيميايي است كه كمترين خطر را براي محيط زيست سلامت انسان و اقتصاد بشر دارد. به طور كلي IPM راهبرد كنترل آفات مي باشد كه به دنبال بيشينه سازي عوامل كنترل بيولوژيك و زراعي مي‌باشد و از كنترل شيميايي تنها به هنگام ضرورت و با شرط حداقل خسارت محيطي استفاده مي نمايد. در اين روشها با استفاده از حشرات شكارچي, پارازيت‌ها, بكارگيري گونه هايي از محصول كه در برابر آفات مقاوم مي باشند. ايجاد تغييرات در زيستگاه آفات و كاربرد بهينه و مناسب از سموم شيميايي از خسارت آفات تا حد قابل قبولي كاسته مي شود. IPM در حقيقت مكمل مفهوم كنترل آفات و بيماري‌ها است و در عين حال متكي بر شناخت كل نظام اكولوژيكي است. در اين روش به علت بروز اثر متقابل كه آللوپاتي ناميده مي‌شود. مواد شيميايي حاصل از بقاياي محصولات پوششي از جوانه زني و رشد برخي علف‌هاي هرز جلوگيري مي نمايند. علاوه بر اين به علت آن‌كه بسياري از گونه هاي علف‌هاي هرز با شرايط سازگاري يافته اند كه در آن خاك همواره زير و رو مي شود، لذا فقدان انجام شخم در اين نظام خود عاملي در جهت تغيير شرايط محيطي لازم براي جوانه زني بذور اين علف‌هاي هرز مي باشد. بنابراين، كشت محصولات پوششي نظير چاودار, شبدر, باقلا و نخود پس از فصل برداشت گياهان زراعي فوايد متعددي را به دنبال دارد كه شامل جلوگيري از رويش علف‌هاي هرز, كنترل فرسايش خاك, افزايش مواد مغذي و بهبود كيفيت خاك مي باشد(عماني و ديگران,81). 4- مديريت مواد غذايي:استفاده از شيوه هاي مديريتي مناسب در تأمين نيازهاي غذايي گياهان نقش مؤثري در پايداري نظام زراعي دارد. افزايش كاربرد منابع درون مزرعه اي نظير كودهاي دامي, محصولات لگومينوز و كودهاي سبز منجر به كاهش هزينه توليد و افزايش سودمندي مي شود. كاربرد كودهاي دامي تثبيت ازت در فعاليت‌هاي زراعي از جمله موارد مهمي است كه نقش مؤثري در مديريت مواد غذايي دارد. در فرآيند تثبيت ازت يك رابطه همزيستي بين گياه ميزبان و باكتري ريزوبيوم كه در گرهك‌هاي ريشه لگومينوز وجود دارد برقرار مي شود. در اين رابطه همزيستي گياه ميزبان علاوه بر آن‌كه انرژي مورد نياز باكتري را به صورت كربن تثبيت شده تأمين مي نمايد، انرژي مورد نياز براي رشد گرهك‌ها را نيز فراهم مي آورد و با ساز و كارهاي خاصي فرآيند تثبيت را در برابر محيط اكسيداتيوحفظ مي نمايد. باكتري‌هاي ريزوبيوم نيز به نوبه خود با واكنش تسريعي آنزيم‌هاي نيتروژنازي كه توليد مي كنند، ازت اتمسفري (N2) را به آمونياك (NH3) تبديل مي نمايد و آمونياك توليدي پس از تبديل به اسيدهاي آمينه از راه آوندهاي چوبي به بافت‌هاي در حال رشد گياه منتقل مي‌شوند(هاتفيلد و كاردن,1376). 5-جنگل زراعي: روش جنگل زراعي كشت توأم درخت و محصولات زراعي مي باشد كه در بسياري از مناطق دنيا متداول است. جنگل زراعي با توليد گياهان زراعي علفي يكساله و چند ساله سازگاري خوبي دارد و با دامداري قابل تلفيق مي باشد. اين نظام از نظر اكولوژيك و زراعي نسبت به ديگر نظام‌هاي زراعي داراي قابليت خوبي مي باشد. در اين نظام درخت به عنوان بادشكن عمل مي نمايد و سرعت حركت باد و آب را كاهش مي دهد و از فرسايش بي رويه خاك جلوگيري مي نمايد. در اين روش به منظور تسهيل عمليات زراعي مي توان درخت‌ها را در فواصل منظمي كشت نمود كه مزاحمتي براي ادوات كشاورزي ايجاد نكنند(ادواردز,1375). انواع نظام هاي كشاورزي و كشاورزي پايدار هر نظام كشاورزي بر اساس يك ايدئولوژي و هدف خاصي مطرح گرديده است كه در جاي خود داراي ارزش و اعتبار خاصي است. اما گاهي شيوه هاي افراطي و يك جانبه نگرانه باعث عدم پيشرفت و تكامل آنها گرديده است و بر اشكالات آنها سرپوش نهاده است. از آنجايي كه كشاورزي پايدار شكل كامل شده اي از نظام هاي كشاورزي پيش از خود مي باشد. لذا، انواع نظام هاي كشاورزي را مرور خواهيم نمود كه تا يك حالت مقايسه اي براي استفاده كنندگان پيش آيد.  برخي معتقدند كه اصطلاح ارگانيك و پايدار يكي هستند. كشاورزي ارگانيك را مي توان به عنوان نوعي كشاورزي تعريف نمود كه هدف آن ايجاد سيستم هاي توليدي كشاورزي يكپارچه نظام يافته و انساني است كه تضادي با منافع اكولوژيكي و اقتصادي ندارد. به نقل از لوراند(1996) كشاورزي ارگانيك حيات را به عنوان يك اكوسيستم زنده مي شناسد كه در آن : - طبيعت روي زمين، يك اكوسيستم زنده است اگرچه ذاتاٌ ماده مي باشد. - مواد براساس استفاده متعادل اكولوژيكي، مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد. - مزرعه به عنوان يك جزء يكپارچه از اكوسيستم بزرگتر ديده مي شود. - سيستم ارگانيك به پيچيدگي اكوسيستم تأكيد دارد. در اين نوع كشاورزي درجه اطمينان نسبت به منابع تجديد شدني مورد بهره برداري توسط بخش كشاورزي به حدي است كه امكان و توان توليد مقادير قابل قبولي از محصولات زراعي و دامي و مواد غذايي مورد نياز انسان و هم چنين شرايطي از قبيل مصونيت در برابر آفات و بيماري ها براي گياهان و دام ها فراهم مي آيد. بنابراين، هدف پايداري در بطن مفهوم كشاورزي ارگانيك نهفته است و يكي از عوامل اصلي تعيين كننده در پذيرش يا اعمال روش هاي توليدي ويژه است. عامل اصلي كه موجب تمايز كشاورزي ارگانيك از ساير روش هاي كشاورزي پايدار مي شود وجود استانداردهاي مدوني است كه براي تعيين ضابطه دقيق تفاوت بين سيستم كشاورزي ارگانيك و ساير سيستمهاي زراعي به ويژه در رابطه با اهداف بازاريابي به كار مي رود. كشاورزي ارگانيك بخشي از كشاورزي پايدار مي باشد كه بيشتر به ابعاد اكولوژيكي آن تأكيد مي كند. ويژگي هاي عمده كشاورزي ارگانيك عبارتند از: - حفظ حاصلخيزي خاك در دراز مدت از طريق نگهداري مقدار مواد آلي آن در حد مطلوب و بهبود فعاليت بيولوژيك خاك و استفاده از روش هاي مكانيكي. - اعمال روش هاي جامع مديريت دام با توجه كامل به سازگاري هاي تكاملي آنها و نيازهاي رفتاري و تأمين نيازهاي دام از لحاظ نوع تغذيه, محل اسكان, وضعيت بهداشتي, زاد و ولد و پرورش نوزادان. - تهيه مواد غذايي مورد نياز زراعي از طريق استفاده از منابع غذاي غير محلول كه توسط فعاليت ميكروارگانيسمي خاك در دسترس گياه قرار مي گيرد. - خود كفا بودن خاك از نظر ازت از طريق استفاده از بقولات و تثبيت بيولوژيكي ازت و بازيافت مؤثر مواد آلي از جمله بقاياي گياهان زراعي و ضايعات دامي. - كنترل علف هاي هرز, بيماري ها و آفات با تأكيد بر استفاده از روش هايي چون تناوب زراعي, بكارگيري دشمنان طبيعي, تنوع كودهاي آلي, واريته هاي مقاوم و زودرس, مداخله بيولوژيكي و شيميايي(عماني،1381). كشاورزي پايدار كم نهاده(LISA): يكي از اصطلاحاتي كه با كشاورزي پايدارمترادف در نظر گرفته مي شود,كشاورزي پايدار كم نهاده است. نظام هاي كشاورزي پايدار كم نهاده در پي آن هستند كه هر زماني كه امكان داشته باشد، استفاده از نهاده هاي خارجي توليد مانند كودها و آفت كش ها را به حداقل برسانند. هزينه هاي توليد را كاهش دهند, از آلودگي آب هاي سطحي و زير زميني اجتناب كنند و بقاياي آفت كش ها در مواد غذايي را كاهش دهند، خطر كلي كه زارع با آن مواجه است را پايين بياورند وسودآوري كوتاه مدت و دراز مدت مزرعه را افزايش دهند(پاو و همكاران،1990). هم چنين اظهارمي دارند كه دليل ديگر تمركز بر نظام هاي زراعي كم نهاده آن است كه اكثر نظام هاي پرنهاده دير يا زود با شكست مواجه مي شوند. زيرا در دراز مدت به لحاظ اقتصادي و اكولوژيكي پايدار نيستند. بازگشت به كشاورزي كم نهاده چه از نظر اقتصادي و چه از نظر انساني واقع گرايانه نيست، زيرا منجر به كاهش توليد مواد غذايي و افزايش قيمت آنها مي گردد. ادامه كشاورزي كم نهاده كه مشخصه كشورهاي جهان سوم است، فقط باعث تداوم دور باطل نهاده كم, عملكرد كم كه كشاورز معيشتي از آن خلاصي ندارد، خواهد شد .(FAO,1998) كشاورزي آلترناتيو: سيستم كشاورزي آلترنايتو به صورت زير تعريف مي شود : هدف اين سيستم توليد مواد غذايي با كيفيت بالا, هزينه معقول با استفاده حداقل از سوخت فسيلي و ساير منابع كمياب, كاهش فرسايش و تخريب خاك, كاهش و به حداقل رساندن اثرات محيطي مورد استفاده قرار مي گيرد و براي رسيدن به اين اهداف به روش هاي معمول طبيعي براي كنترل بيمار ي ها,حشرات، آفات و استفاده كافي از منابع مواد غذايي گياهي و مواد ارگانيك استفاده مي شود. اين تعريف اختلاف بسيار كمي با كشاورزي پايدار دارد. انتخاب لغت آلترناتيو احتمالاٌ بر اين تأكيد دارد كه اين نوع كشاورزي مي تواند توليد غذا و اهداف كشاورزي را تأمين مي نمايد و در عين حال از مشكلات كشاورزي متعارف در تخريب منابع طبيعي و محيط زيست اجتناب نمايد. كشاورزي پايدار نيز مانند كشاورزي آلترناتيو به صورت يك اصطلاح جامع و كلي مورد استفاده قرار مي گيرد(يانگ و برگ، 1986). انجمن ملي پژوهش آمريكا(1989) كشاورزي آلترناتيو را هر نوع سيستم توليد فيبر و غذا مي داند كه اهداف زير را به صورت سيستمي تامين مي نمايد : - تلفيق بيشتر فرايندهاي طبيعي مانند چرخه هاي مواد, تثبيت نيتروژن, شكارگرهاي مرتبط با فرايندهاي توليد كشاورزي. - كاهش در مصرف نهاده هاي خارج از مزرعه. - استفاده توليدي بيشتر از ظرفيت ژنتيكي و بيولوژيكي گونه هاي گياهي و حيواني. - بهبود ارتباط بين الگوهاي كاشت و پتانسيل توليدي و محدوديت هاي فيزيكي زمين هاي كشاورزي براي اطمينان از پايداري بلند مدت سطوح توليد جاري. - سودآوري و توليد كافي با تأكيد بر بهبود مديريت مزرعه و حفاظت از منابع بيولوژيكي و منابع آب و خاك. كشاورزي بيوديناميك : يك سيستم كشاورزي زنده , پويا و پيچيده مي باشد كه در آن : - زمين يك موجود زنده در يك جهان زنده پنداشته مي شود كه با يك ماتريس روحي-فيزيكي مشخص مي شود. به عبارت ديگر، زمين يا كشاورزي داراي دو بعد روحي و مادي مي باشد. - اجرام حاملان نيروهايي هستند كه زندگي را منجر مي شوند. - ريتم هاي سماوي مستقيماٌ بر زندگي زميني تأثير مي گذارند. روش هاي كشت, زمان كشت يا ساير عمليات كشاورزي از گذر ماه ها يا وقوع پديده ها يا ريتم هاي آسماني تبعيت مي كند. - مزرعه يك فرديت روحي ديناميك و زنده مي باشد. - در عمل يك تمركز قوي بر تعادل تنوع زيستي و مصونيت حيوانات و نباتات وجود دارد(لوراند، 1996). كشاورزي سنتي: كشاورزي سنتي اصطلاحي است كه حتي امروزه در مورد كشورهاي در حال توسعه و براي كشاورزي در دوره هاي اوليه به كار برده مي شود. اين نوع كشاورزي از يك فرهنگ تا فرهنگ ديگر از يك ناحيه تا ناحيه ديگر بعضي از اوقات از قبيله اي به قبيله ديگر تفاوت دارد. كشاورزي سنتي اغلب بر اساس الگوهاي رايج به كشاورزي مي پردازند. كاشت, داشت و برداشت آنها بر پايه كارهاي مرسوم كه به وسيله والدين و اجداد كه در عرف آنها تلفيق شده انجام مي شود. نوآوري ها به طور مداوم سود طلب نبوده و نوعاٌ ميزان پذيرش آنها كند مي باشد و تنوع زيستي جزئي از اعمال سنتي ها است كه ريشه در نياز كشاورزان به خود كفايي با امكان تنوع بيشتر دارد(لوراند، 1996). اين كشاورزي مبتني بر تأمين نيازهاي روزمره كشاورز است و باعث كاهش انرژي و منابعي مي شود كه در غير اين صورت مي توانست در دراز مدت قابل دسترسي باشد. در اين حالت نقش دولت توسعه نيافته بر ثبات مي باشد و فقط نيازهاي آنهايي كه در قدرت هستند، تأمين مي شود. كشاورزي تجاري (صنعتي): كشاورزي تجاري به طور گسترده براي ترسيم كشاورزي معاصر آمريكا استفاده شده است، به نظر لوراند(1996) : در اين نوع كشاورزي، يا مزرعه يك بنگاه اقتصادي است كه هدف آن به حداكثر رساندن سود كوتاه مدت مبتني بر كارايي ترين استفاده از منابع و بيشينه سازي كارآيي نيروي كار و تكنولوژي مي باشد و در آن : - زمين يك منبع نسبتاٌ نامحدود از منابع قابل بهره برداري است. - مزرعه اغلب به عنوان يك ماشين يا كارخانه ديده مي شود. - تأثيرات عوامل جوي به وسيله تكنولوژي بر طرف شده است. - حيوانات و انسان فقط در زمينه جريان پولي ديده مي شوند. - نوآوري عموماٌ مورد جستجو هستند و ارزشيابي بر مبناي ميزان مهم در ايجاد ارزش افزوده مي باشد. - تنوع زيستي به صورت اقتصادي و متناقص با كارآيي ديده مي شود. به اين صورت، اين روش اختلاف زيادي با كشاورزي سنتي دارد. اين كشاورزي مبتني بر توسعه رشد و غلبه بر طبيعت است. مسايل مربوط به سرمايه گذاري ،وام و سوددهي در مورد عمليات فعلي كشاورزي انگيزه تمايل به سمت نظام هاي پايدارتر را كاهش داده است. كشاورزي تجاري با خود تكنولوژي ها,ديدگاه هاي جهاني و انتظارات اجتماعي را به همراه دارد كه مانع از آزادي عمل كشاورزان براي تغيير روش هاي خود مي شود. به طور خلاصه، كشاورزي متعارف نوعي كشاورزي است كه بر پايه تمركز سرمايه واحدهاي بزرگ توليد, مكانيزاسيون در حد بالا, توليد تك محصولي و استفاده بيش از حد از كودهاي شيميايي, علف كش ها و آفت كش هاي شيميايي و توليد فشرده محصولات دامي استوار است (كرمي,1377).  
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 14:0  توسط فرید  |