X
تبلیغات
باغبان باشی - علف های هرز

باغبان باشی

باغبانی

علفهاي هرز باغات انار

برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه نمائید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 13:12  توسط فرید  | 

روشهای فیزیکی و مکانیکی مبارزه با علفهای هرز

روشهای فیزیکی و مکانیکی مبارزه با علفهای هرز خاک پوشی خاک پوشی به روش خفه کردن گیاه با مواد غیر زنده اطلاق می شود . در این روش ، هدف آن است که علفهای هرز را از کسب نور محروم ساخته و در نتیجه از انجام شدن فتوسنتز در برگها جلوگیری نموده و آنها را نابود ساخت . موادی که برای این منظور به کار برده می شوند عبارتند از : علوفه خشک ، کاه ، خاک اره ، براده های چوب ، کاغذ های باطله ، پلاستیک سیاه . در کنترل علوفه های هرز دایمی ضخامت خاک پوش با بیشتر و حدود 60 سانتی متر باشد . موثرترین ماده پوش نوعی است که به صورت صفحه ممتد باشد ، از آنها به زمین های با مساحت کمتر و گیاهان زراعی قیمتی محدود می گردد . نور دهی خاک یکی از اهداف مهم کنترل علفهای هرز ، نابود کردن دانه های جوانه نزده علفهای هرز در خاک می باشد . تا امروز ، از میانی مواد ضدعفونی کننده خاک ، مثل برومیدمتیل ، عمده ترین وسیله برای از بین بردن دانه های علفهای هرد در خاک بوده اسا ولی در سالهای اخیر یک روش غیر شیمیایی که موسوم به سولاریزه کردن خاک می باشد توسعه یافته است . در این روش خاکی که شخم خورده و رطوبت چهارهفته در سطح خاک باقی بماند . این روش باید در فصلی از سال که شدت تشعشع خورشدی در حد اعلای خود می باشد ، اجرا شود . تشعشع وارد شده در زیر پلاستیک به علت ایجاد اثر گلخانه ای درجه حرارت خاک را بالا می برد . چگونگی کشته شدن دانه ها علفهای هرز به وسیله سولاریزه کردن خاک به طور کامل درک نشده است . مرگ بعضی از دانه ها شاید در نتیجه اثر مستقیم دمای زیاد حاک باشد . ولی احتمال دارد که اثر ثانیه حرارت زیاد خاک در کار باشد که دانه ها را ضعیف ساخته و آنها را به حملات عوامل بیماریزا مستعد نماید . سولاریز ه کردن خاک برای کنترل عوامل بیماریزا و نماتدها و آفات خاکزی نیز امید بخش می باشد . بعد از ورود علف کشهای شیمیایی به صحنه زراعت ، توجه کمتری به فنون مکانیکی کنترل علفهای هرز نشان داده شده است ، در حقیقت مهارتهای لازم برای سوارکردن شایسته ماشین آلات و تجارب لازم برای انجام عملیات به موقع در حال فراموش شدن است . باید به خاطر داشت که قبل از 1860 میلادی ، مصرف علف کشها در مزارع آمریکا بسیار محدود بود ، ولی کشاورزان با اتکاء به روشهای مکانیکی در داشتن مزارع عاری از علف های هرز موفق بودند . امروزه زارعین با تلفیق روشهای مکانیکی و شیمیایی علف های هرز را از مزرعه حذف و یا تحت فشار ، قرار می دهند . فنون مکتنیکی مبارزه با علف های هرز با علف های ارزانتر از روشهای کنترل شیمیایی می باشد . برای کنترل موفقیت آمیز علف های هرز ، شخص باید به قابلیت ها و محدودیت های فنون مکانیکی آگاهی داشته باشد تا بتواند با روشهای شیمیایی تلفیق نماید . وجین دستی تاریخچه وجین دستی به آغاز کشاروزی برمی گردد که انسان گیاه زراعی را در مقابل علفهای هرز مورد حمایت قرار داد . وجین دستی روش مطمئنی برای کنترل انتخابی علفهای هرز است . عیبهای عمده این روش ، زمان و هزینه های مورد نیاز می باشد (جدول 1-3) . یکی از منابع اجتماعی کنترل شیمیایی علف های هرز ، آزاد شدن گارگران از طاقت فرسای کنترل دستی علفهای هرز می باشد . امروزه در آمریکا وجین دستی را در کنترل علفهای هرز در اغلب موارد غیر اقتصادی می کند. جدول (1-3)-مقایسه عملکرد سود و ساعت کار لازم برای عملیات کنترل علفهای هرز روش کنترل عملکرد ذرت (بوشل) سود حاصل از کنترل (دلار بر جریب) ساعت کار لازم (ساعت بر جریب) هیچکدام 54 - 0 کولیتوتورزنی 81 23/61 57/0 علف کش 90 49/78 05/0 کاردستی 92 90/65- 00/60 توضیح : ارقام فوق بر اساس ارزش دلار در سال 1976 بوده است . کج بیل زدن گج بیل زدن روش مفیدی در رابطه با کنترلعلفهای هرز می باشد . زیرا عملیات کنترل در حالت ایستاده انجام گرفته و از خسته شدن شدشد کارگران جلو گیری می کند . به علت گرانی نیروی انسانی و فراهم بودن روش های اقتصادی تر که حاصل تکنولوژی پیشترفته می باشد . کج بیل زنی مثل دهه های گذشته مرسوم نیست . کج بیل زنی نیز مثل وجین دستی برای کنترل علفهای هرز بذر رسته ، یکساله و دوساله بسیار موثر است . چیدن چیدن علف های هرز میتواند از تولید دانه علفهای هرز یکساله و چند ساله قدبلند به طور موثری جلوگیری کرده و اندوخته های غذایی اندامهای تکثیر رویشی علفهای هرز چند ساله را کاهش داده و تواناییی رقابتی گیاه زراعی سازش یافته به چیدن را تقویت کند . متاسفانه ، چیدن میتواند رشد و نمو علف های هرزی را که در زیر ارتفاع چینش رشد ، و تولید مثل می کنند ، ترغیب نماید . چیدن های متوالی می تواند سبب جابجائی زیمون غالب گونه های هرز حالت ایستاده به حالت خوابنده می گردد . برای پیشگیری موثر از تولید دانه باید عمل چیدن علفهای هرز قبل از گلدهی انجام گیرد . گرده افشانی ،لقاح و تولید دانه در بعضی گونه های علفهای هرز چنان سریع انجام می گیرد که حتی چیدن گیاهان گلدار بی نتیجه می ماند . چیدن ، ساقه های رشد کرده را نابود می کنده ، ولی کیاهان چیده شده می توانند ساقه های جدیدی را تولید نمایند . جوانه های جانبی در حال خواب ممکن است تحریک شده ، و در نتیجه ساقه های جدیدی را بوجود آورند . این موضوع ممکن است سبب افزایش تراکم علفهای هرز گردد ، ولی اگر عمل چیدن تکرار شود بیشتر سبب تخلیه و کتهش مواد ذخیره ای اندامهای زیر زمینی آنها می گردد . این عمل در نهایت سبب مرگ گیاه می گردد . بعضی از گیاهان یکساله ساقه های جدیدی از زیر محل رشد تولید می کنند . این رشد را می توان با تنظیم ارتفاع برش کنترل نمود . بدین ترتیب که در چین اول کمی بالاتر از حد معمول و در چین دوم کمی پائین تر از حد معمول علفهای هرز را می چینند . بعد از چین دوم ساقه باقیمانده چوبی شده و به ندرت تولید ساقه جدید می تنماید . چیدن های مکرر نه تنها از تولید دانه علفهای هرز چند ساله جلو گیری میکند ، بلکه ممکن است سبب مرگ این فسمت ها در اثر بی غذایی شود . چیدن برگها اندامهای مولد غذا را از بین می برد و رشد جدید مواد غذایی شود چیدن برگها اندامهای مولد غذا را از بین می برد و رشد جدید مواد غذایی اندامهای زیر زمینی را تخلیه می کند . عمل چیدن باید از اول فصل رویش شروع شده و تکرار گردد . به طوری که گیاه نباید فرصت ذخیره کردن مواد غذایی را در ریشه پیدا نماید . حتی با به کار بستن اصول فوق ممکن است چند سال طول بکشد تا این روش جامعه یک علف هرز چند ساله بطور کامل منهدم شود . زیر که مقدار بسیار کم از اندامهای تولید مثلی بجای مانده در خاک می تواند مشکل علف های هرز را دوباره برقرار نماید . بهترین زمان چیدن زمانی است که ذخیره های غذایی ریشه ها در کمترین حد خود باشد این مرحله معمولا بین توسعه کامل برگها تا گلدهی می باشد. شخم شخم زدن یکی از روش های عملی برای مبارزه با علفهای هرز یکساله ، دوساله ، چند ساله می باشد . بر اساس شواهد موجود نقش اصلی شخم نابود کردن علفهای هرز و کاهش دانه های آنها در خاک می باشد . وظیفه ثانوی شخم اثر ان بر روی صفات فیزیکی و فعالیت های بیولوژیکی و شیمیایی خاک است . این موضوع در مورد زمینهای بایر ودایر نبز صادق می باشد در مورد یکساله ها کافی است که بخش هوایی آنها نابود شود ، در مورد دوساله ها بخش خوایی و تاج آنها باید از بین بروند ولی در مورد چند ساله ها لازم بخش هوایی و اندامهای زیر زمینی آنها نابود شوند . همان طوری که بیان گردید یکی از اهداف شخم زنی کاهش جمعیت دانه های علفهای هرز در خاک است . اگر عمل شخم به نحو مطلوب انجام گیرد ، علفهای هرز مزارع از تولید دانه و انتشار آن باز خواهند ماند . ضمنا شخم سطحی شرایطی را به وجود می آورد که جوانه زدن دانه های علفهای هرز ترغیب می گردد . اگر شخم های به موقع انجام گیرد ، گیاهچه های بذری نابود می شوند . در این رابطه ، زدن شخم عمیق به منظور دفن کردن دانه ها در اعماق خاک اشتباه آمیز می باشد زیرا بسیاری از دانه ها زیستایی خود را در اعماق خاک بهتر از سطح خاک حفظ کرده و در اثر شخم عمیق بعدی دوباره به سطح خاک می آیند . به طور کلی ، برای کنترل علفهای هرز یکساله با اتسفاده از شخم سطحی استفاده کرد نه شخم عمیق . در گیاهان ردیفی و غلات ، شخم کور یک عمل موفقیت آمیز برای کنترل علفهای هرز است شخم کور شخمی است که بعد از کاشتن بذر و قبل از سبز شدن آنها انجام می گیرد . بسیاری از علفهای هرز یکساله ممکن است با یک فصل آیش کنترل گردند . ولی چون خاک دارای دانه های بسیار فراوان علفهای هرز است ، لذا در سال بعد باید کولتواسیون تمیز استفاده کرده و گیاهان ردیفی را کشت نمود . در کنترل علفهای هرز چند ساله یک فصل آیش ناکافی است اصولا تکیه کردن بر آیش به تنهایی اقتصادی نیست زیرا زمین به مدت زیادی کشت نمی شود . گیاهان خفه کننده با مصرف حسودانه علف کش ها باید با کولتیواسیون تمیز ترکیب گردد . در طول سالیان متمادی ، علفهای هرز چندساله با روشهای شخم به تنهایی کنترل شده اند . موثر بودن این روشها به گونه های علفهای هرز سن آلودگی صفات فیزیکی خاک و عمق سفره زیر زمینی آب بستگی دارد . در اینجا لازم است بین علفهای هرز چندساله ریشه های سطحی مثل مرغ و بیدگیاه را ممکن است با یک شخم عمیق که ریشه را به سطح خاک برمیگرداند ، کنترل کرد . زیرا ریشه ها و ریزوم ها در سطح خاک می خشکند . چندین شخم سطحی باید بعد از شخم عمیق انجام گیرد ، تا از تولید ریشه ها و ساقه های جدید توسط قسمتهایی که در زیر خاک دفن شده ، جلوگیری شود برای کنترل چند ساله های دارای ریشه عمیق مثل پیچک صحرایی ، کنگر صحرایی و غیره چندین شخم در طی چند فصل متوالی ضرورت دارد . هدف از شخم های مکرر آنست که مواد غذایی ذخیره شده در ریشه ها و اندامهای زیر زمینی آنهای تخلیه شود . مسلم است هر قدر سن آلودگی بیشتر باشد ، مواد بیشتری نیاز هست تا نابودی آنها تهسیل گردد . هنگامیکه سطح سفره زیر زمینی آب است که سطح سفره زیر زمینی آب پائین است و ریشه ها تا اعماق زیادی نفوذ می کنند . در کنترل علفهای هرز به شخم های متعددی اشاره می شود ، جا دارد در این قسمت به تعریف آنها پرداخته شود . شخم اولیه شخمی است که خاک را شکسته و خرد کرده و برای کشت گیاه زراعی آماده می سازد . شخم ثانویه شخمی اضافی است که زمین را قبل از کاشت نرم و هموار می نماید . سیستم های شخم معمولا با توجه به شخم اولیه تعریف می شوند . شخم متعارف شخمی است که گاوآهن برای شخم اولیه استفاده می کنند . این شخم با شخم ثانویه که با هرس انجام می گیرد ، قبل از کاشت زمین را نرم و هموار می سازد . سیستم بدون شخم در نقطه مقابل سیستم قبلی قرار دارد . در این برای نابودی علفهای هرز از علف کشها استفاده می شود و خاک به هم زده نمی شود . شخم حفاظتی ، شخم کاهش یافته ، شخم کمینه واژه هایی هستند که معمولا برای توصیف سیستم های شخم اولیه به کار گرفته شده اند و بین دو حد شخم متعارف و بدون شخم به کار می روند . شخم حفاظتی برای ذخیره آب و جلوگیری از هدر رفتی آب در خاک در کنار شخم متعارف به کار گرفته می شود . شخم کاهش یافته ، عملیات شخم را در مقایسه با شخم متعارف کاهش می دهد . اینکار معمولا با استفاده از فنون تخصصی کاشت امکانپذیر می گردد . شخم کمینه تعداد عملیات شخم را به حداقل می رساند و شخم های اضافی حذف می گردد . هدف عملیات شخم تهیه و آماده سازی بستر بذر و کنترل علفهای هرز می باشد شخم به طور فیزیکی به اندامهای تکثیر رویشی علفهای هرز چند ساله آسیب می رساند و آنها را در مقابل حمله میکروبی مصون می سازد . عملیات شخم همچنین اندامهای تولید مثلی را به سطح خاک آورده و آنها را در معرض یخ زدگی یا خشکیدگی قرار می دهد . کاهش عملیات شخم ، می تواند به افزایش علفهای هرز چند ساله منجر شود اذا همراه با کاهش عملیات شخم باید از علف کش ها و سایر شیوه های کنترل علفهای هرز استفاده شود . مقدار بقایای گیاهی موجود در سطح خاک نیز که با سیستم های شخم ارتباط دارد ، کنترل علفهای هرز را تحت تاثیر قرار می دهد (شکل 3-3) کولتیواسیون گیاهان ردیفی هدف اصلی کولتیواتورزدن کنترل علفهای هرز می باشد ، در حالی که شخم های اولیه و ثانویه بیشتر برای تهیه بستر گیاهان زراعی بکار گرفته می شوند . یکی از مهمترین دلایل کشت گیاهان زراعی بصورت ردیفی آن است که حیوانات بتوانند وسایل کولتیواسیون را در میان ردیفها بکشند . عرض ردیف ها از روی حداقل فاصله ای که حد بسیار وسیعی برای کنترل علفهای هرز بکار برده می شد و هنوز هم یک روش بسیار مطلوب و اقتصادی برای کنترل علفهای هرز محسوب می شود . سایر منافع کولتیوایورزدن عبارتند از : افزایش اکسیژن در خاک ، شکسته شدن سله های سطحی خاک و افزایش نفوذ آب باران در خاک. نتایج بسیاری از تحقیقات انجام شده نشان داده است که عملکرد حاصل از کولتیوتورزدن بعلت کنترل علفهای هرز می باشد . کنترل کردن علفهای هرز بدون به هم زدن خاک – تراشیدن بسیار کم عمق سطح خاک ، یا استفاده از علفکش ها – همان عملکرد را موجب می شود از حذف علفهای هرز با به هم زدن سطح خاک حاصل می گردد . ولی استثنائاتی در خاکهای که خشک و سخت می گردند ، بوقوع می یوندد . تحقیقات انجام شده در ایالت کارولینای شمالی آمریکی نشان داده است که اضافه عملکرد جزئی از کولتیواسیون حاصل شده است. این افزایش عملکرد علاوه بر افزایش ناشی از کنترل علفهای هرز بوده است . بطور آشکار کولتیواتورزدن سبب افزایش نفوز آب باران می شود . در سالهایی که رطوبت در حد کفایت وجود داشت ، کولتیوارزدن آن افزایش عملکرد ناشی از حفظ رطوبت خاک را در بر نداشته است . کولتیواتورزدن ، با قطع کردن تماس بین ریشه و خاک و قطع کردن ساقه از ریشه و دفن کردن قسمتهای هوایی و برگها در خاک ، علفهای هرز را نابود می کند . این اعمال می تواند سبب خشکیدن علفهای هرز و تهی شدن ذخائر غذایی آنها گردد . بهترین نتایج کولتیوارزدن در مورد علفهای هرز کوچک (کوچکتر از 5/7 سانتی متر ) حاصل می شود . دفن کردن علفهای هرز بزرگتر مشکل بوده و چون ریشه فراوانی دارند ، از جدا شدن کامل ریشه های خود از خاک جان سالم به در می برند . گیاهچه های بذری علفهای هرز بزرگتر مسدود و گرفته می شودند . کولتیواسیون موثر احتیاج به خاک خشک دارد . برای این کار خاک باید تا عمق کولتیواسیون خشک باشد . خاک خشک خشکیدن علفهای هرز سرنگون شده از تسریع می نماید . از طرف دیگر وجود رطوبت مناسب وجود رطوبت مناسب در خاک از وارد شدن خسارت به ساختمان خاک جلوگیری می نماید . از طرف دیگر اگر خاک بیش از حد مرطوب باشد کولتیواسیون سبب نشاءشدن مجدد علفهای هرز چندساله به سهولت سبز خواهند شد . اگر بعد از کولتیواتورزدن بلافاصله باران ببارد همین مشکل بوجود می آید . بازداری رشد ریشه ها بکمک علف کشهایی مثل دی نیتروآنیلین ها می تواند کنترل علفهای هرز را که کولتیواسیون ناشی شده است ، افزایش دهد .
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 7:25  توسط فرید  | 

نتایج مصرف لوورسون


نتايج مصرف لوورسون بر افزايش كارايي سم گلايفوزيت و تاثير محلول پاشي با دلفان پلاس بر حفظ سطح برگ درختان پسته
 
ناظر: كارشناس فني خراسان ( مهندس بخشي)
 

 

 

 

 

  
  
  
  
امکانات: نسخه چاپي - نسخه متنی - ارسال به دوستان
 
  
  
لینک : http://www.srooyesh.com/fa/view.php?newsid=158     شماره : 158        
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 8:55  توسط فرید  | 

واژگان عمومی گیاه‌پزشکی

واژگان عمومی گیاه‌پزشکی

پاتولوژی گیاهی: (Plant Pathology )
پاتولوژی گیاهی به علم مطالعه‌ی بیماری‌های گیاهی گفته می‌شود، این علم عوامل بیماری‌زا، چگونگی ایجاد بیماری، چگونگی فعل و انفعلات، ارتباط میان گیاه میزبان و عوامل تولیدکننده‌ی بیماری آن و درنهایت روش‌های مبارزه با آن‌ها را مورد بررسی قرارمی‌دهد.
● بیماری‌شناسی گیاهی: (phytopathology )
علم مطالعه‌ی بیماری‌های گیاهان، شناسایی، ‌مطالعه و مبارزه با عوامل زیان‌آور به گیاه و فرآورده‌های گیاهی و آثار ناشی از این عوامل.
● بیماری فیزیولوژیکی: (physiological disease) هرگونه اختلال در فیزیولوژی گیاه که عامل آن موجود زنده نباشد مانند اختلال ناشی از کمبود مواد غذایی، سرمازدگی و آلودگی هوا. بدیهی است همه بیماری‌ها جنبه فیزیولوژیکی دارند ولی اصطلاح دربیماری فیزیولوژیکی اغلب به معنایی است که دربالا آورده شده
● بیمارگر: (Pathogen)
پاتوژن‌ها به دو گروه زنده Animate و غیرزنده Inanimate تقسیم‌بندی می‌شوند که عامل تولید بیماری هستند.
● پارازیتیسم: (Parasitism)
رابطه‌ی میان انگل و میزبان که دراکثر مواقع به ضرر میزبان تمام می‌شود.
● پارازیت: (Parasit)
یا انگل به موجودی گفته می‌شود که حداقل یک قسمت از چرخه‌ی زندگی خود را داخل یا روی موجود زنده‌ی دیگر که به آن میزبان یا host گفته می‌شود به سرمی‌برد و تمام یا قسمتی از موادغذایی موردنیاز خود را از آن موجود کسب کند.
● انگل‌های اجباری: (Obligate Parasite)
یعنی برخی از پاتوژن‌ها مانند ویروس‌ها، نماتدها و عده‌ای از قارچ‌ها برای تغذیه و تکمیل چرخه‌ی زندگی خود، وابستگی کامل به سلول زنده‌ی میزبان دارند و درمحیط غذایی غیرزنده قادر به رشد نمی‌باشند.
● ساپروفیت اجباری: (Obligate Saprophyte)
قادر به تغذیه از سلول زنده نمی‌باشند بلکه موادآلی موردنیاز خود را از منابع غیرزنده یا بقایای پوسیده تامین می‌کنند مانند باکتری‌ها، مایکوپلاسماها و بسیاری از قارچ‌ها که قادرند هم از سلول گیاهی و هم درمحیط غیرزنده رشد کنند.
● دوره‌ی بیماری:
فواصلی که درتوسعه‌ی یک بیماری رخ می‌دهند را دوره یا چرخه‌ی بیماری می‌نامند که شامل مراحل زیراست:
▪ تلقیح: (Inoculation)
عبارت از تماس عامل بیماری‌زا با گیاه است. عامل بیماری‌زا را مایه‌ی تلقیح می‌گویند.
▪ رخنه: (Penetration)
رخنه عبارت از ورود عامل بیماری‌زا مستقیم یا از منافذ طبیعی و زخم‌ها به داخل میزبان صورت می‌گیرد. قارچ‌ها، نماتدها و گیاهان گلدار انگل می‌توانند به داخل گیاه نفوذ کنند. محل تماس قارچ با سطح گیاه کمی متورم شده و آپرسوریوم (Appresorium) تشکیل می‌شود ازمحل آپرسوریوم یک هیف ظریفی به نام میخ رخنه خارج شده و به کمک آن وارد گیاه می‌شود. گیاهان انگل گلدار نیز آپرسوریوم و میخ رخنه تولید می‌کنند. تمام باکتری‌ها و بسیاری از قارچ‌ها توسط روزنه‌های هوایی، آبی، عدسک‌ها و زخم وارد گیاه می‌شوند ویروس‌ها و بعضی از باکتری‌ها و پاتوژن‌های دیگر می‌توانند توسط نیش حشرات به داخل بافت میزبان رخنه کنند.
▪ عفونت: (Infection)
عفونت مرحله‌ای است که پاتوژن ‌درداخل میزبان با سلول‌های حساس ارتباط برقرارکرده، غذای خود را ازآن‌ها جذب می‌کند. گیاه دراین مرحله مکانیسم دفاعی مختلفی ازخود آشکار می‌سازد.
▪ دوره‌ی نهفتگی بیماری:(Latent Period)
مدت زمان بین تلقیح تاظهور علایم بیماری را دوره‌ی نهفتگی یا کمون می‌گویند.
▪ تهاجم: (Invasion)
دراین مرحله عوامل بیماری‌زا به‌صورت‌های گوناگون و به درجات متفاوت در بافت میزبان خود پخش می‌شوند.
▪ تولیدمثل: (Reproduction)
نحوه‌ی تولیدمثل درانگل متفاوت است. باکتری‌ها به‌صورت تقسیم دوتایی سلول و به‌ندرت ازطریق جنسی تکثیر می‌شوند. قارچ‌ها ازطریق تولید اسپورهای جنسی و غیرجنسی و میکوپلاسماها، پروتزوآها با تقسیم ساده تکثیر می‌شوند ویروس‌ها و ویروئیدها ازطریق همانندسازی (replication) با استفاده از تقسیم سلول، نماتدها با تخمگذاری و گیاهان گلدار انگل با تولید بذر تولیدمثل می‌کنند.
▪ انتشار پاتوژن: (Transmission)
انتشار انگل‌ها مانند زئوسپورهای قارچ، باکتری‌، نماتد می‌توانند مسافت کوتاهی را طی کنند اما دراکثر مواقع انگل‌ها به صورت غیرفعال توسط باد، باران، حشرات، آب آبیاری، ‌بذر، ‌غده و نشاءهای آلوده، جانوران و ادوات کشاورزی و باغبانی انتشار پیدا می‌کنند.
▪ زمستان گذرانی: (Over wintering)
انگل‌های گیاهان چندساله زمستان را در گیاهان می‌گذرانند. قارچ‌هایی که انگل گیاهان یکساله هستند ممکن است زمستان را به شکل اسپور، میسلیوم درحالت خواب، اسکلرت (سختینه) درروی بقایای گیاهی و یا دربذر و غده سپری کنند، باکتری‌ها نیز درداخل بذر، غده، گیاهان آلوده و خاک زمستان را می‌گذرانند. نماتدها در بیشتر مواقع به‌صورت تخم درخاک و یا به‌ندرت به‌شکل لارو در بذر زمستان گذرانی می‌کنند. ویروس‌ها در حشرات ناقل، گیاهان میزبان، بذر و غده زمستان را می‌گذرانند...
● بی‌رنگی: (etiolation)
ازبین رفتن رنگ سبز گیاه به علت رشد درتاریکی یا دراثر مواد تولید شده در میکروارگانیزم‌ها
● سبزردی یا کلروز: (chlorosis)
به از بین رفتن جزئی یا کلی رنگ سبز اندام‌های گیاهی دراثر کمبود موادغذایی یا حمله‌ی پاتوژن‌ها با وجود نور کافی گفته می‌شود. کلروز با برطرف شدن عامل آن محو شده و گیاه رنگ طبیعی خود را به دست می‌آورد.
● ملانوز: (melanose)
به قهوه‌ای یا سیاه شدن غده و اندام‌های گوشتی می‌گویند، این بیماری دراثر کمبود اکسیژن پدید می‌آید.
● موزائیک: (mosaic)
ایجاد لکه‌های زرد در پیکره‌ی سبز پهنک را موزائیک می‌نامند که از بیماری‌های ویروسی است.
● پلاسیدگی: (wilting)
درگیاهانی دیده می‌شود که ریشه یا آوندهای‌شان مورد حمله قرارگرفته باشند.
● لکه‌دارشدن برگ و میوه:
بسیاری از انگل‌ها تولید لکه دربرگ و میوه می‌کنند. اندازه، شکل، رنگ، لکه‌ها می‌تواند درتشخیص بیماری مهم باشد.
● ریزش اندام‌های گیاهی:
ریزش برگ، گل، جوانه، میوه در صورتی که غیرطبیعی و ناشی ازبیماری است که بی‌اندازه باشد.
● نانیسم: (nanisme)
نانیسم یا کوتولگی اندام‌های گیاهی دراثر کاهش تعدادی از سلول‌های گیاهی هیپوپلازی (hypoplasia) و یا کوچک شدن اندازه‌ی سلول‌ها هیپوتروفی (hypotrophy) پدید می‌آید.
● ژیگانتیسم: (gigantism)
عبارت از رشد بی‌اندازه‌ی اندام‌های گیاهی دراثر افزایش تعداد سلول‌ها هیپرپلازی (hyperplasia) و یا رشد بی‌اندازه‌ی سلول هیپرتروفی (hypertrophy) می‌باشد. ژیگانتیسم در اثر افزایش ازت خاک، عوامل نامساعد محیط، بیماری‌های باکتریایی و... بوجود می‌آید.
● عدم تقارن دربرگ:
با ازبین رفتن تقارن بین دوقسمت پهنک بوجود می‌آید.
● جارویی شدن:
شاخه‌ها از فواصل نزدیک بهم رشد کرده، شکل جارو به خود می‌گیرند.
● روزت: (rosette)
فاصله‌ی میان گره هاکم شده و برگ‌ها به‌صورت کپه‌ای مانند گلبرگ‌های گل سرخ شده.
● تاولی شدن:
بافت میان رگبرگ‌ها رشد فوق العاده‌ای پیدا کرده و در روی پهنک به شکل تاول ظاهر می‌شود.
● غده یا گال (سرطان):
دراثر تحریک سلول‌ها وعمل هیپروتروفی یا هیپرپلازی بوجود می‌آید.
● تغییراستحکام بافت گیاهی:
دراثر بیماری ممکن است بافت گیاهی استحکام خود را ازدست داده، پوسیده شود.
● نکروز: (necrosis)
نکروز دراثر مرگ سلول‌های گیاه بوجود می‌آید که به‌صورت بافت مرده یا لکه‌ی قهوه‌ای خشک ظاهر می‌شود.
● بلایت یا بادزدگی: (blight)
مرگ سریع برگ، جوانه، شاخه و اندام گیاهی می‌گویند.
● شانکر: (canker)
به ناحیه‌ی مرده نکروتیک فرورفته با حاشیه‌ی مشخص در پوست ریشه، تنه یا شاخه می‌گویند.
● مرگ سرشاخه: (dieback)
مرگ سریع سرشاخه‌ها از انتها به پائین گسترش می‌یابد.
● آنتراکنوز: (anthracnose)
به لکه‌های زخم مانند نکروتیک روی برگ، ساقه، میوه یا گل می‌گویند.
● جرب:‌(scab)
لکه‌های موضعی روی برگ، میوه، غده و یا سایرقسمت‌های گیاه که به‌طور عمده کمی برجسته یا فرورفته بوده و ترک خورده نیز می‌باشند.
● وارت: (wart)
زگیل
● زنگ: (rust)
تاول‌های شبیه به زنگ آهن درروی برگ و یا سایر اندام‌های هوایی گفته می‌شود.
● سفیدک: (mildew)
لکه‌های زرد یا نکروتیک (خشک) روی برگ، ساقه و میوه اند که به‌طورمعمول با ریسه یا اندام‌های بارده قارچ همراه هستند.
● لکه: (blotch)
قسمت‌های نسبتاً وسیع ونامنظم تغییر رنگ یافته یا مرده روی اندام‌های گیاه
● مومیایی: (mummy)
میوه‌ای که براثر حمله‌ی قارچ پوسیده و سپس چروکیده و خشک شده باشد.
● سیاهک: (smut)
بیماری ناشی از قارچ‌های راسته‌ی Ustilaginales
● پژمردگی: (wilt)
پلاسیدگی یا ازبین رفتن شادابی گیاه براثر کمبود یا ازدست دادن آب، پژمردگی ممکن است براثر اختلال درانتقال یا جذب آب.
● زردی: (yellows)
اصطلاحی برای توصیف بیماری‌های گیاهی که نشانه‌ی عمده و شهود آن‌ها زردی است.
● هوازی: (aerobe)
موجود ‌زنده‌ای که برای فعالیت ‌و رشد نیاز به اکسیژن دارد.
● بی‌هوازی: (anaerobe)
موجود زنده‌ای که درنبود اکسیژن (O۲) آزاد، فعالیت و رشد می‌کند.
● غیرزنده: (a biotic)
واژه‌ای برای توصیف بیماری‌هایی که براثر عوامل غیرزنده بوجود می‌آید.
● آفلاتوکسین:(Aflatoxin)
زهرابه‌ای که قارچ Aspergillus و برخی دیگر از قارچ‌ها تولید می‌کنند و برای انسان و حیوان زیان‌آور است.
● باکتری: (bacterium)
موجود زنده‌ی پروکاریوت و معمولاً تک سلولی با دیواره‌ی مشخص که تکثیرآن به روش تقسیم دوتایی انجام می‌شود.
● بیماری باکتریایی: (bacteriosis)
هرنوع عفونت یا بیماری که عامل آن باکتری باشد.
● تشخیص: (diagnosis)
شناسایی بیماری، اختلال یا عارضه و نیز شناسایی عامل آن‌ها.
● خفتگی: (dormancy)
حالت غیرفعال موجودات زنده براثر شرایط
● دوز: (dose)
۱) میزان آفت‌کش درواحد سطح حجم یا وزن
۲) مقدار بیمارگر که برای مایه‌زنی به کار می‌رود.
● گیاه تله: (decoy crop)
گیاهی زراعی که به منظور جلب بیمارگر و کاهش جمعیت آن کشت می‌شود کاهش جمعیت بیمارگر از طریق حذف گیاه تله انجام می‌شود.
● گردپاشی: ‌(dusting)
پاشیدن آفت‌کش‌ها به صورت گرد.
● اپی فیت: (epiphyte)
موجود زنده‌ای که بدون داشتن رابطه‌ای انگلی روی سطح گیاه به سرمی‌برد.
● قارچ: (fungus)
موجود زنده‌ای با هسته‌ی حقیقی که اندام رویشی آن معمولاً به شکل ریسه است و موادغذایی خود را ازطریق جذب گرفته و تولیدمثل آن با تشکیل هاگ‌های جنسی، غیرجنسی یا هردو است.
● زیستگاه: (habitat )
محل طبیعی زندگی موجود زنده
● دامنه‌ی میزبانی: (host range)
مجموعه‌ی میزبانان یک بیمارگر که به طورطبیعی شناخته شده و یا به طورآزمایشی تعیین شده باشد.
● ریسه: (hypha )
رشته‌ای لوله‌ای شکل که واحد ساختمانی اغلب قارچ‌ها است.
● میسلیوم: (mycelium )
توده ریسه (hyphae) قارچ‌ها
● قارچ‌شناسی: (mycology)
علم مطالعه قارچ‌ها
● میکوپلاسمایی: (mycoplasma)
موجودات شبیه باکتری ولی بدون دیواره یاخته
● نماتد: (nematode)
جانورکرمی شکل یا نخ مانند از شاخه‌ی Nematoda که ممکن است انگل گیاه یا حیوان باشد و به‌طور آزاد درآب یا خاک زندگی می‌کند.
● نماتدشناسی: (nematology)
علم مطالعه‌ی نماتدها
● پاتووار: (pathovar)
زیرگونه‌ای از باکتری که ازلحاظ دامنه‌ی میزبانی متمایز باشد.
● پاتوتیپ: (pathotype)
زیرگونه‌ای از بیمارگر که ازلحاظ بیماریزایی (به‌ویژه دامنه‌ی میزبانی) متمایز باشد.
● سختینه: (sclerotium)
اندامی سخت، فشرده و مقاوم دربرابر شرایط نامساعد محیط که می‌تواند زمانی طولانی به حالت غیرفعال باقی بماند و پس از مساعد شدن شرایط جوانه زند.
● تنش: (stress)
اثر نامساعد محیط خارج روی گیاه وبیماری
● استایلت: (stylet)
قطعات دهان دراز، باریک و توخالی برخی حشرات و نماتدها برای سوراخ کردن بافت میزبان و کشیدن مواد غذایی ازآن.
● همزیستی: (symbiosis)
زندگی دوموجود زنده غیرمشابه باهم به نحوی که این نوع زندگی برای هر دومفید باشد.
● تحمل: (tolerance)
نوعی واکنش درمقابل بیمارگر که درآن گیاه آلوده می‌شود ولی خسارت چندانی نمی‌بیند یا نشانه‌های شدیدی درآن به وجود نمی‌آید. که درواقع تحمل نوعی پذیرندگی است.
● ویروس‌شناسی:‌(virology)
علم مطالعه‌ی ویروس‌ها
● پرآزاری: (virulence)
شدت بیماریزایی بیمارگر
● زهرابه: (toxin)
۱) ترکیباتی که به‌وسیله‌ی بیمارگر تولید و موجب بروز تمام و یا قسمتی از نشانه‌های بیماری درگیاه می‌شود.
۲) هرگونه ترکیبی که ازموجودی تولید می‌شود و برای برخی موجودات دیگر زیان‌آور است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 11:39  توسط فرید  | 

علفهای هرز گل جالیز چچم توق

علفهای هرز گل جالیز چچم  توق

گل جالیز    Orobanche SP

Broom rape

گل جالیز گیاه انگلی بدون کلروفیلی از خانواده Convolvulaceae است که به وسیله بذر تکثیر می یابد. خسارتی که این گیاه وارد می آورد در بعضی از سالها تا95درصد کل عملکرد مزرعه میرسد. گل جالیز گیاهی است علفی با برگهای فلس مانند که مجموعا150ً گونه مهم دارد که در سراسر جهان پراکنده اند.درایران30گونه از این جنس وجود دارد. جنس  Orobancheمیزبانهای متعدد و فراوانی دارد که از جمله خیار، خربزه، طالبی، هندوانه، کدو، توتون،گوجه فرنگی،یونجه،افتابگردان وسیب زمینی را میتوان نام برد.

گل جالیز دارای ساقه گوشتی به رنگ سفید مایل به زرد است که ارتفاع ان به30تا40سانتی متر میرسد.گلهایی به رنگ زرد مایل به بنفش دارد که رنگ ان در حاشیه تیره تر میشود.گلها گاهی ارغوانی هستند و تولید بذر فراوان میکنند. این گیاه به حالت طفیلی روی ریشه بعضی گیاهان به سر میبرد.

 

ریشه گیاه گوشتی و به رنگ قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره و آبدار است که عمق ان بسته به عمق ریشه میزبان متفاوت خواهد بود.برگهای ان فلس مانند،کوچک وبه رنگ قهوه ای تا قرمز مایل به قهوه ای است.

 

گل نروماده مجتمع است و به صورت خوشه انتهایی یا سنبله انتهایی،و به ندرت به صورت منفرد،ظاهر میشود.هرگل معمولا در کنار یک برگ فلس مانند جای دارد.کاسه گل از چهار کاسبرگ پیوسته تشکیل شده ورنگ ان سفید نزدیک به زرد است. جام گل لوله ای و پیوسته است و از5گلبرگ تشکیل شده است.رنگ آن قهوه ای کمرنگ و انتهایش بنفش بوده دارای چهار پرچم و مادگی و دو برچه است. تخمدان یکخانه،فوقانی و محتوی تعدادی تخمک واژگون است. میوه،خشک و شکوفا است که پس از رسیدن با شکافهای طولی باز میشود و بیرون میریزد.بذر گل جالیز کوچک و ذخیره ان کم است و تا 12 سال در زمین باقی میماند.

 

روشهای کنترل:

1. پیشگیری از ورود بذرگل جالیز به مزرعه بخصوص همراه کود دامی مهمترین است. 

 

2. استفاده از گیاهان تله: ذرت، آفتابگردان، کتان و ترب وحشی

 

3. کنترل بیولوژیک با استفاده از حشره Phytomyza orobanche که پارازیت کپسول گل جالیز است. 

4. مبارزه با گل جالیز با کندن آن به دفعات، آیش گذاردن زمین، ضدعفونی کردن خاک و کاشت بذرهای مقاوم انجام میشود.

5. برای مبارزه شیمیایی از محلول نمک و سموم الیل الکلA-Aباغلظت4 تا5درهزار، محلول  50درصد  بوتیل استر با غلظت1تا2درصد وتو-فور-دی با غلظت2تا3درصد،و دی نواک5 DNC   درصد استفاده میشود.

 

6. درسطوح محدود از متیل بروماید نیز می توان استفاده کرد

چچم Lolium temulentum

Along-Along

چچم یا گیج دانه گیاهی است یکساله و تک لپه ای از خانواده گندمیان(Poaceae یاGramineae) که از طریق بذر تکثیر می یابد. ساقه راست یا کمی گسترده،منفرد و چند تایی دارد.ارتفاع ان به 30 تا60و گاهی90سانتی متر میرسد.

 

برگ و غلاف برگ صاف و ظاهراً سبز،فاقد مو و ضمائم، و پهنک آن مسطح و باریک است.سنبله های این گیاه قائم،سخت، و مسطح و طول انها از30سانتیمتر متجاوز است.سنبلچه های چچم بر خلاف سایر گیاهان این جنس که دراز و کشیده اند، مسطح،پهن، وفشرده اند که6تا8گل درآنها دیده میشود.این سنبلچه ها سبز رنگ هستند. و به طور منفرد و متناوب در دو ردیف روی ساقه گل دهنده و در کنار فرورفتگی ان قرار گرفته اند. به قسمتی که لبه باریک آنها مقابل محور ساقه واقع شده سنبله را مسطح می نماید. طول محور گل10تا30سانتی متر است.گلومها سخت و عموما مساوی سنبلچه یا درازتر از ان هستند.طول گلوم گاهی به 3میلیمتر میرسد. انتهای گلومل تحتانی نوک تیز، خشک و غشایی است. گاهی ریشک دارد وگاهی بدون ریشک است. گلومل فوقانی ان دارای دو دندانه است.دانه چچم داخل دو گلومل قرار دارد و بر خلاف سایر گونه هاقطور، بادکرده،شیاردار و عاری از موست.طول بذر چچم2تا6میلیمتر است.

 

چچم در  اراضی زیر کشت غلات و سایر محصولات، زمینهای قابل چرا یا مراتع دائمی واراضی بایر می روید. در مزارع گندم،علاوه بر اینکه مانند سایر علفهای هرز،آب،نور،و مواد غذایی خاک را که باید برای گیاه زراعی مصرف شود جذب میکند دانه های با محصول مخلوط میشود و به دلیل سمی بودن برای انسان و دام ایجاد مسمو میت میکند که در این حالت ارزش غذایی محصول را به طور قابل توجهی میکاهد.سمیت ان مربوط به وجود تمولین اسید و یکی از گلوکوزیدها به نام ساپونین میباشد که برای انسان و دام خطرناک است. قارچ  Endoconium temulentum که در دوره حیات چچم به صورت همزیست با ان نشو و نما میکند میسیلیومهای خود را وارد اعضای ان میکند و بی انکه به بافتهای چچم صدمه ای برساند داخل دستگاه تولید مثل گیاه شده دانه ها را نیز آلوده می کند.

 

روشهای کنترل: 

برای مبارزه با این علف هرز میتوان قبل از کشت از علفکش ترفلان به میزان2.5لیتر در هکتار و یا بعد از رویش از علفکش دالاپون به میزان5تا8 کیلوگرم در هکتار استفاده کرد. همچنین در مزارع غلات از دیکلوفوپ متیل (ایلوکسان)EC36% به میزان2.5لیتر در هکتار استفاده میشود

توق   Xanthium strumarium

Common cocklebur (Heart leaf cocklebur)

علف هرزی یکساله و از خانواده Asteraceae که از طریق بذر تولید مثل می کند،دارای ریشه های زیرزمینی و منشعب بوده و کل گیاه ظاهری پشم آلود دارد.ساقه های گیاه بالارونده و منشعب و شیاردار و زبر می باشند. برگهای این گیاه متناوب بوده مثلثی تا قلبی شکل است،هر دو طرف برگ زبر است،برگ دارای دمبرگ طویل است.گلها کوچک و دارای گلهای نر و ماده مجزا از یکدیگر می باشند.کپسول بذر چوبی است. دارای تعداد زیادی زوائد قلاب مانند روی کپسول است و در انتهای کپسول بذر دو زوائد خارمانند دیده میشود.درهر کپسول دو حجره وجود دارد که محتوی بذرهای قهوه ای رنگ تیره،استوانه ای شکل و مسطح و نوک تیز می باشند.

توق ماده Hydroquinone تولید می کند که باعث نفری و تورم کبد در دام می شود.

 

توق از علفهای هرز مزارع توتون،چغندرقند، پنبه، ذرت، گندم،جو، نیشکر،باغهای میوه، سبزی وصیفی واراضی بایر است.

روشهای کنترل: 

برای مبارزه با توق در مزارع سویا میتوان از بنتازون به میزان3لیتر در هکتار بعد از2-3برگی شدن سویا استفاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 11:33  توسط فرید  | 

عوامل مؤثر در فعّالیت علف کش ها وعلفهای هرز برنج

عوامل مؤثر در فعّالیت علف کش ها وعلفهای هرز برنج

  1 -  آبیاری پس ازاستفاده از موادشیمیایی

    علف های هرز پیش از این که سبز شوند، علف کش موجود در آب و خاک را توسط بذرها، ریشه چه و ساقه چه جذب کرده و از بین می روند. به طور مشابه علف های هرز جوان با جذب علف کش از طریق ریشه ها، برگ ها و ساقه ها جذب می شوند. نظر به این که، مواد شیمیایی بایستی در دسترس علف های هرز قرارداشته و آماده جذب توسط علف های هرز باشند تا خواص علف کشی را اعمال نمایند.

     آبیاری صحیح در تشکیل لایه های شیمیایی شده خاک در زمان کاملا مطمعن برای جذب توسط علف های هرز لازم است. عمق آب شالیزار بایستی در زمان مصرف علف کش ها در حد معینی حفظ گردد و این عمق آب بایستی در مدت زمان معینی برقرار باشد (7 – 5 روز ). به طور عادی حداقل یک هفته پس از مصرف مواد شیمیایی بایستی عمق آب حفظ شده باشد. از تخلیه آب یا سرریز شدن آن بایستی جلوگیری به عمل آید.

  2 – مقدار علف کش مورد نیاز نسبت به ظرفیت تبادل کاتیونی خاک

    مقادیرعلف کش اصولا به ظرفیت تبادلی خاک بستگی دارد. در صورتی که مقدار رس و کربن آلی خاک افزایش یابد، به دلیل اتصال شیمیایی ترکیب علف کش با ذرات خاک، مقدار مصرف آن نیز افزایش خواهد یافت. تأثیر ماهیت خاک در شرایط باتلاقی کم تر از دیم است. برعکس مصرف علف کش با کاهش مواد آلی خاک، تقلیل خواهد یافت.

 2 – علف های هرز در مرحله آغاز رشد به علف کش ها حساسیت دارند

    مصرف علف کش پیش از جوانه زنی کاربرد بیش تری دارد. زیرا در این دوره به مواد شیمیایی حسایت بیش تری وجود دارد. در صورتی که نشاء های علف های هرز در حالت علف های گرامینه و خانواده اوریاسلام دوبرگی باشند، علف کش اثر نخواهد داشت. هنگامی که علف های هرز پس از رویش ازبین می روند، کاهش محصول تحت تأثیر علف های هرز به حداقل می رسد.

 4 – درجه حرارت بالا مقدار مصرف علف کش ها را کاهش می دهد

    تحت درجه حرارت بالا، اثر علف کش ها به دلیل افزایش جذب توسط گیاه شتاب می گیرد. دراین موقع، مقدار زیادی از علف کش عمل نکرده در خاک باقی می ماند. در شرایط آب و هوایی گرمسیری، که درجه حرارت بالاست و علف های هرز به طور عادی رشد میکنند، مقدار مصرف علف کش ها خیلی کم تر از مناطق سرد می باشد. بنابراین، در آب و هوای سرد، جذب، انتقال و واکنش شیمیایی علف کش ها در گیاه کم تر است و مقدار مصرف مورد نیاز بیش تر می باشد.

     برای مثال، در نواحی معتدل ژاپن، درجه تأثیر بنتیوکارپ 2 کیلوگرم برهکتار بوده، ولی در نقاط گرمسیر هندوستان 5/1 کیلوگرم برهکتار برای کنترل علف های هرز مزارع برنج کافی است.

 5 – آبیاری عمیق به نشاء های برنج آسیب می رساند

     آب عمیق در زمان مصرف علف کش، حتی اگر نشاء برنج سالم باشد، باعث گیاه سوزی خواهد شد و اگر گیاه درآب غوطه ور باشد بدتر است. اگر در زمان مصرف علف کش، عمق آب زیاد باشد، نشاء های بلند و نازک یا جوان و ضعیف به علف کش ها حساسیت خواهند داشت. عمق زیاد آب جلوی رشد برنج را می گیرد و میزان تحمل آن را به علف کش ها کاهش می دهد. این است که چرا آب بایستی در عمق درستی نگهداشته شود و برگ های برنج در بیرون سطح آب قرار داشته باشند و لایه سطحی خاک از آب پوشیده باشد.

     نشاء های ضعیف به خسارت علف کش ها حساس هستند: نشاء های خیلی جوان ( مرحله 3 – 2 برگی)، و بلند و باریک یا ضعیف در مقابل علف کش ها خیلی حساسند. جنین نشاء هایی برسطح آب شناور هستند. هنگامی که سطح آب در اثر تخلیه پائین بیاید، برگ های چنین نشاء هایی سقوط کرده و آسیب می بینند.

 6 – عمق کم نشاء کاری به گیاه برنج آسیب می رساند

     هنگامی که نشاء های برنج بیش از اندازه سطحی و کم عمق ( کم تر از 2 سانتی متر) نشاء کاری شوند، ریشه های برنج در لایه خاک آمیخته با علف کش قرار گرفته و نشاء برنج به طور فعالی مواد شیمیایی را جذب می کند. این عمل تأثیر معکوسی در رشد برنج دارد. بنابراین، عمق نشاء کاری بایستی حدود 5 سانتی متر برای مواردی که علف کش مصرف می شود، در نظر گرفته شود.

 7 – علف کش بایستی به طور یکنواخت پاشیده شود

     علف کش های گرانول یا دانه ای شکل بایستی در سطح مزرعه به طور یکنواخت پاشیده شوند. کپه ای پاشیدن آن بی نتیجه خواهد بود. همچنین، مقدار پائین تر از توصیه شده، علف های هرز را ریشه کن نخواهد کرد. مصرف روی هم باعث مسمومیت گیاه می شود.

 8 – آماده کردن صحیح زمین ضروری است

     زمین بایستی به درستی شخم خورده و تسطیح شده باشد. سطح خاک، صاف، مسطح و بدون کلوخه بوده، تا عمق آب به طور یکسان قابل تنظیم  شده و حفظ شود. در صورتی که بعضی از قسمت های سطح خاک از سطح آب خارج باشد، به این دلیل که مواد شیمیایی در آن نقاط و وجود نخواهد داشت، تأثیر علف کم خواهد شد.

    9 – تخلیه آب

          پس از پاشیدن علف کش به منظور جلوگیری از کاهش مواد فعال آن در مزرعه تا مدت 7 – 5 روز نبایستی آب تخلیه یا سرریز شود. تشکیل لایه شیمیایی یکنواخت سطح خاک ممکن است بیش تر شود. از جابه جایی آب به وسیله مرزبندی کرت ها جلوگیری به عمل می آید.

اطلاعاتی درباره مصرف اقتصادی علف کش ها

·       در زمان مصرف علف کش، عمق آب 5 – 3 سانتی متر باشد.

·       خروج آب در روز بایستی کم تر از 3 سانتی متر باشد.

·       برای محاسبه مقدار ماده شیمیایی مورد مصرف بایستی سطح مزرعه به طور دقیق تعیین شود.

·       برای پاشیدن یکنواخت مواد شیمیایی بایستی تمام سطح مزرعه از آب پوشیده باشد.

·       پس از مصرف علف کش برای اطمینان از تنظیم آب بایستی آبیاری را تحت نظر گرفت.

برچسب نوشته های روی بسته علف کش را برای آشنایی با حفاظت شیمیایی مطالعه کرد.

علف های هرز مزارع برنج

    علف های هرز گیاهان ناخواسته و نامطلوبی هستند که در استفاده از منابع آب و خاک برای انسان مزاحمت ایجاد می کنند. تعداد زیادی از این گونه های گیاهی نامطلوب در مزارع برنج رویش دارند که میزان محصول را هم از نظر اقتصادی و هم از نظر بیولوژیکی به طور چشمگیری کاهش می دهند. علف های هرز در مزارع از نظر نیازهای رشدی مانند بهره گیری از نور خورشید، مواد معدنی، آب و فضا با برنج به رقابت می پردازند. علف های هرز با جذب بخش عمده ای از مواد غذایی خاب در نیازهای رشدی گیاه زراعی محدودیت ایجاد می کنند. گیاهان زراعی در رقابت با آن ها به خاطر ازدست دادن ذخایر غذایی خود که به روند رشدی آن ها کمک می کنند، به طور معنی داری خسارت می بینند.

      سازگاری فراوان

     علف های هرز به علت نقش پذیری فنوتایپی وسیع شان، هم در خاک های فقیر و هم مرغوب از قدرت سازگاری بالایی برخوردارند. سازگان ریشه ای عمیقشان در جذب مقادیر زیادی از مواد غذایی و آب در حجم بزرگی از خاک به آن ها کمک می کنند. اختصاصاتی مانند درجه فتوسنتزی بالا، جذب آب کافی و مواد غذایی لازم باعث می شود تا در رقابت با گیاه زراعی در موقعیت برتری قرار گیرند.

  رقابت شدید

     مواد غذایی یکی از عوامل محدود کننده اولیه ای در برنج های باتلاقی است. تخمین زده می شود که برای تولید یک تن بیوماس برنج، به جذب حدود 8 کیلوگرم N، 5/1 کیلوگرم P2O5 و 10 کیلوگرم K2O از خاک نیاز است. رشد شدید علف های هرزدر مرحله اولیه رشد گیاه زراعی به دلیل نقصان مواد غذایی خاک، پنجه زنی گیاه برنج را کاهش می دهند. تنش آب در مزارع آبیاری بارانی یک مشکل اساسی است. خصوصیاتی مانند رشد سریع، تحمل وتنش آبی علف های هرز به آن ها کمک می کند تا سازگاری غالب داشته باشند. بعضی از علف های هرز ممکن است با تولید ترکیبات شیمیایی آللوپاتی از راه ریشه یا با تجزیه بافت های گیاه، در رشد برنج تأثیر معکوس داشته باشند. بیش تر علف های هرز پناهگاه و محل های تکثیر حشرات و میکروب ها بوده و تأثیر منفی در میزان محصول دارند.

    رقابت شدید برنج های محلی با علف های هرز

    گیاهان زراعی و علف های هرز در استفاده از مواد غذایی خاک، آب، نور خورشید و اکسیژن هوا با هم به رقابت می پردازند. رقابت آن ها هنگامی آغاز می شود که گیاه زراعی و علف های هرز در محیط بسته و درمجاورت همدیگر برویند و هنگامی که فراهم کردن هر عامل ضروری رشد مورد نیاز آن پائین بیاید و بتواند چیرگی زیستگاهی گیاه زراعی را متوقف سازد و توانایی باززایشی گیاه برنج را کاهش دهد.

کولتیوارهای برنج های محلی نیتروژن و مواد غذایی دیگر را به مقدار زیاد از خاک جذب می کنند. سازگان ریشه ای آن ها توسعه یافته، در حجم بیش تری از خاک پخش شده و برای دست رسی به مواد غذایی با علف های هرز رقابت می کنند. میزان جذب بالای مواد نیتروژنی در مراحل اولیه رشد یکی از مهم ترین علائم مشخصه کولتیوارهای محلی قابل رقابت با مزاحمت علف های هرز است. ولی، کولتیوارهای جدیدی که دارای برگ های راست عمودی می باشند، به نور دست رسی پیدا می کنند و در جذب کودهای نیتروژنی بیش تری نسبت به کولتیوارهای قدبلند محلی از خود نشان می دهند. سازگاری کولتیوارهای قد کوتاه و افزایش مصرف کود عموما به افزایش رشد علف های هرز منجر می گردد. بنابراین، کاهش چشمگیر میزان محصول کولتیوارهای اصلاح شده حاصل رقابت با علف های هرز است.

 خاک محل نگهداری بذور علف های هرز

    مزارع برنج ذخیرگاه مناسب و سازگار بذر علف های هرز است. حفاظت حدود 800 میلیون بذر علف هرز در خاک یک هکتار زمین تا عمق 15 سانتی متر تخمین زده شده است. این بذرها جوانه می زنند، رشد می کنند و در طی چندین مرحله رقابت با برنج به دوره زندگی خود را کامل می کنند. در حدود 350 گونه علف هرز مزارع برنج را آلوده  کرده اند، و در میان آن ها 18 گونه زیانبار شناخته شده است که شامل تعدادی علف های هرز چمنی، اوریاسلام و برگ پهن هستند.

 عرصه های رقابت علف های هرز با برنج

    نوع رقابت بین برنج و علف هرز برای رویش ذخایر، اولا به ماهیت علف هرز و تراکم آن بستگی دارد. علف های هرز چمنی برسر آب و مواد غذایی معدنی خاک با هم رقابت می کنند. آن ها دارای سازگان ریشه های موئین فراوانند. دوما رقابت برای دریافت نور دراین حالت اهمیت دارد.به طور مشابه، اوریاسلام در رقابت بر سر جذب مواد غذایی خیلی سر سخت است. ریشه های اوریاسلام در منطقه غذایی سطح خاک غلبه یافته و مانع جریان مواد غذایی به ریشه گیاه زراعی می شود. علاوه براین، بعضی از گونه های اوریاسلام مواد شیمیایی ترشح می کنند که مانع رشد گیاه زراعی است. به علت دارا بودن برگ های نازک رقابت آن برای نور مردود است.

     علف های هرز برگ پهن، با ریشه های عمیق، مواد غذایی لایه های زیرین خاک را جذب می کند، ولی ریشه های برنج سطحی بوده و قدرت رقابت پذیری بیش تری نسبت به علف های هرز برگ پهن دارد. علاوه براین، برگ پهن ها به دلیل سطح برگ بزرگ تر و ضخامت پهنک بیش تر، سطح برنج را پوشش داده و بر روی آن سایه بان زده و مانع رسیدن نور کافی به برگ برنج می شوند. در نتیجه، در سنتز ترکیبات غذایی دانه برنج تأثیر معکوسی برجای می گذارند.

استعداد تنکارشناختی شدید علف های هرز

     درطبیعت، مسیر فتوسنتزی C4 سازگان مستعدی برای جذب انیدرید کربنیک هوا و تثبیت آن در برگ است. علف های هرز C4 عبارتند از: جنس تاج خروس ( Amaranthus spp.)، پنجه مرغی ( Cynodon doctylon)، اوریاسلام ( Cyperus rotundus)، علف خرچنگ یا مرغ ( Digitaria spp.)، سوروف ( Echinochloa spp). علف های هرز C4 دارای استعداد مصرف آب و نیتروژن زیاد بوده و در شرایط دیم همراه با نور خورشید قدرت رقابت بیش تری دارند. گیاه برنج دارای مسیر C3 بوده و در رقابت با علف های هرز C4 دچار محدودیت می گردند.

     علف های هرز C4 در شرایط غوطه ور نیز که فتوسنتز آن ها بر طبق مسیر کلوین انجام می شود، ممکن است غالب گردند. علف های هرز C3 که معمولا در مزارع برنج باتلاقی یافت می شوند، عبارتند از: اوریاسلام ( Cyperus diformis)، برنج هرز ( Oriza barthii)، Ipomoea aquatcas, Monochoria Vaginalis, Sphenoclea zeylanica, Eichormia crassipes, Fimbristylis milliaceae .

     هریک تن دانه برنج با کلش حدود 16 کیلوگرم نیتروژن، 3 کیلوگرم فسفر و 17 کیلوگرم پتاس را از خاک خارج می سازد. اگرچه علف های هرز C3 2 تا 3 برابر بیش تر این مواد غذایی را از محیط اطراف ریشه برنج جذب نموده و در رشد گیاه زراعی تأثیر می گذارند.

مرحله رقابت علف های هرز

     رقابت علف های هرز بحرانی ترین دوره مراحل رشد اولیه گیاه برنج است. بنابراین، کنترل آن ها در این مرحله برای افزایش میزان محصول برنج اهمیت فراوانی دارد. به طوری که وجین اول برنج در یک سوم دوره رشد برنج، از آن حفاظت به عمل می آورد.

ارزش اجتماعی

          یک هکتار مزرعه برنج به حدود 800 – 100 ساعت کار نیاز می باشد، که به تراکم علف هرز و نوع کشت بستگی دارد. کمبود نیروی کار درمناطق روستایی از جاذبه زراعت برنج می کاهد و استقرار صنایع در شهرک ها و شهرها باعث مهاجرت نیروی کار به مناطق شهری جهت دست یابی به مزد بیش تری می شود. نیروی کار جوان در مناطق روستایی به علت تغییرارزش روانشناسی علاقه ای به کار در مزارع گل آلود برنج از خود نشان نمی دهد.

منبع:فردوس عادلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 11:32  توسط فرید  | 

آللوپاتی گندم و مدیریت علف هرز

آللوپاتی گندم و مدیریت علف هرز

حمیده خلج و محمدرضا لبافی

دانشجویان کارشناسی ارشد زراعت، پردیس ابوریحان، دانشگاه تهران

مقدمه

علف های هرز جزء محدود کنندهای اصلی عملکرد محصولات زراعی در اکثر سیستم های کشاورزی و بخصوص سیستم ارگانیک هستند. در سیستم کشاورزی مرسوم، علف های هرز توسط علفکش ها کنترل می شوند اما این فعالیت نگرانی هایی را در مورد سلامت انسان و محیط در پی داشته است. استفاده گسترده از علفکش ها یک مشکل جدید به نام علف های هرز مقاوم به علفکش به وجود آورده است(2).

اثرات آللوپاتی، ناشی از مواد بازدارنده ای است که بصورت مستقیم توسط گیاهان زنده به محیط وارد شده اند یا شامل تمامی ترشحات ریشه، مواد حاصل از آبشویی، تبخیر و بقایای گیاهی تجزیه شده، می باشد. Whittaker و Feeuy  مواد سمی گیاهی را آللوکمیکال نامیدند. استفاده از آللوپاتی برای کنترل علف های هرز مطالعات زیادی را در چند دهه گذشته بخود اختصاص داده است(7).

گندم یکی از غذاهای اصلی در جهان است که آزمایشات بین المللی زیادی برای ارزیابی توانایی آللوپاتیک آن در جلوگیری از رشد علف هرز در جهان صورت گرفته است. اولین بررسی ها در اواخر دهه 1960 نشان داد که آللوپاتی بقایای گندم در بین ارقام متفاوت است(6). گیاهچه ها، کاه وکلش و عصاره آبی بقایای گندم باعث بروز اثرات آللوپاتی بروی رشد تعدادی از علف های هرز می شود. آللوپاتی گندم معمولا با کاهش شیوع آفات و بیماریها همراه است.

تحقیقات بر روی آللوپاتی گندم به بررسی اثر آللوپاتی گندم بر دیگر گیاهان زراعی، علف های هرز، آفات و بیماریها، همچنین استخراج و خالص سازی و تشخیص عوامل آللوپاتیک، خودمسمومی گندم، و مدیریت بقایای گندم می پردازد انتخاب واریته های مختلف گندم برای ارزیابی میزان پتانسیل آللوپاتیکشان در توقف علف های هرز و مطالعه بر رفتارهای ژنتیکی برای صفات آللو پاتیک، در دست بررسی است(7).

 

اثرات مفید آللوپاتی گندم

1. آللوپاتی گیاهچه گندم برای توقف رشد علف هرز:

آللوپاتی گیاهچه گندم بروی علف های هرز مشخصی ارزیابی شده است. ترشحات ریشه گیاهچه های گندم حاوی 5 Benzoxazinones و 7 فنولیک اسید می باشد. بالاترین غلظت ترکیبات آللوکمیکال در هر دو گروه شیمیایی در 8 روز پس از جوانه زنی اتفاق افتاد که این به خوبی با حداکثربازدارندگی رشد چچم توسط ترشحات ریشه گندم در این دوره مشاهده شد. که این مطلب حاکی از آن است که مواد شیمیایی قوی آللوپاتیک بازدارنده، در ترشحات ریشه وجود دارد(6).

Spruell در سال 1984، 284 توده گندم را برای ارزیابی پتانسیل آللوپاتیکشان در ایالات متحده غربال کرد. ترشحات ریشه هر توده با سویه T64، برای بازدارندگی رشد ریشه و ساقه در بروموس و سلمه مقایسه شد. 5 توده ترشحات ریشه ای تولید کردند که به طور معنی داری نسبت به سویه T64 اثرات بازدارندگی روی رشد ریشه های علف هرز داشتند.

Hashem  و Adkins در سال 1998 غربال ارقام مختلف گندم را برای تعیین آللوپاتی گیاهچه بر رشد یولاف وحشی و خاکشیر آزمایش کردند و دریافتند که از 17 توده، T. speltoids بازدارنده رشد طولی ریشه یولاف وحشی است و 2 تا از 19 توده بازدارنده رشد طولی ریشه چه در خاکشیر می باشد (7).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 453 توده گندم از 50 کشور را بر رشد چچم یکساله بررسی کردند و تفاوت معنی داری از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم از 9/90 – 7/9 درصد گزارش دادند. توانایی آللوپاتی گیاهچه گندم از کشورهای مختلف،تفاوت معنی داری نشان می دهد که این نشان دهنده دخالت چند ژن برای بیان صفت آللوپاتی است. از 453 توده، 63 توده اثرات آللوپاتیک بسیار قوی داشتند که اثر بازدارندگی آنها بیش از 81 درصد روی رشد ریشه چچم بود، در حالیکه 21 توده اثر آللوپاتیکی ضعیفی داشتند و اثر بازدارندگی آنها کمتر از 45 درصد بروی چچم بود.

میزان آللوپاتی گیاهچه گندم بطور معنی داری با کشور مبدا مرتبط است. توده هایی افغانستان، کانادا، لهستان دارای اثرات آللوپاتیک ضعیفی بودند در حالیکه توده هایی از آلمان، مکزیک و آفریقای جنوبی اثر آللوپاتیکی بسیار قوی داشتند(9).

در آزمایشهای انجام شده توسط ریزوی و همکاران در سال 2000 توده های گندم، یک تفاوت ژنتیکی معنی دار بین 10+ تا 30- درصد نشان دادند. ارقامی مانند قدس، خزر1، 4512PI به ترتیب موجب 9/27، 3/28 و 2/30 درصد کاهش در وزن خشک علف هرز (یولاف) شدند. ارقام bezostaya-1 ، نوید و نوید نژاد آللوپاتی مثبت داشتند و وزن خشک یولاف را به ترتیب 6/6، 9/10 و 4/10 درصد افزایش دادند. افزایش در تراکم بذر گندم بازدارندگی آللوپاتی یولاف را تقویت نمود اما باعث هیچ گونه خودمسمومی نشد. این نتایج نشان می دهد که بعضی از توده های گندم حامل ژن هایی برای صفات آللوپاتی (هم افزایش هم بازدارندگی) هستند که می تواند برای اصلاح ارقام گندم دارای توانایی آللوپاتی به منظور کنترل علف های هرز مورد استفاده قرار گیرد(5).

در آزمایش سه ساله ای که ریزوی و همکاران انجام دادند، بیش از 200 توده گندم مورد ارزیابی قرار گرفت که پس از غربال، 29 توده امیدبخش انتخاب شدند و برای کنترل علف های هرز در شرایط مزرعه و گلخانه مورد بررسی قرار گرفتند که دو رقم، باعث 62 و 75 درصد کاهش رشد علف هرز شدند.بنابراین، ارقامی از گندم وجود دارند که می توانند جمعیت علف هرز را به زیر سطح آستانه بیاورند (4).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 92 توده گندم را از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم یکساله بررسی کردند. توانایی آللوپاتی گندم، به زمان کاشت بذر چچم و تعداد گیاهچه گندم بستگی داشت. بین ارقام گندم در مرحله گیاهچه ای از نظر توانایی آللوپاتی بر رشد طولی ریشه چچم یکساله، تفاوت معنی داری بین 91/90 – 98/23 درصد وجود داشت. تداخل بین گیاه زراعی و علف هرز در اوایل مرحله جوانه زنی، بحرانی است و اگر یک گونه علف هرز را بتوان با استفاده از آللوپاتی گیاهان زراعی در طی دوره استقرار بازداشت، گیاه زراعی بعدا برتری بیشتری نسبت به علف های هرز خواهد یافت(10).

2. آللوپاتی بقایای گندم برای توقف رشد علف هرز:

 

گندم به صورت موفقیت آمیزی همچون یک گیاه پوششی برای کنترل علف هرز در سیستم های مختلف کشت مورد استفاده قرار می گیرد. گیاهان پوششی مثل گندم، چاودار، سورگوم یا جو تا ارتفاع 40 تا 50 سانتیمتر رشد می کنند و سپس با یک علف کش تماسی خشک می شوند.Putnam و همکارانش در سال 1983 گزارش دادند که باقی گذاشتن بقایای گیاهان زراعی در سطح خاک باعث کنترل بیش از 95 درصد علف های هرز در مدت 30 تا 60 روز پس از خشک شدن گیاهان پوششی می شود. در بین 9 گیاه زراعی پوششی چچم پر گل (Italian ryegrass)، چچم پایدار (perennialryegrass)،علف بره قرمز (Festuca rubra L. spp.) Commutata،علف بره نی مانند (Festuca arundinacea Schreb)، شبدر سفید، چچم، گندم، جو و یولاف، گندم با کنترل شیمیایی ساده، موجب جلوگیری از رشد علف های هرز می شود، و اثرات بازدارندگی بسیار کمی بر روی جوانه های ایجاد شده خیار، سویا، لوبیا، نخود و ذرت دارد(7).

آزمایشات نشان می دهد که عصاره آبی بقایای گندم بروی تعدادی از علف های هرز اثر آللوپاتیک دارد و باعث کاهش جوانه زنی و رشد علف های هرز می شود. در شرایط آزمایشگاهی، عصاره استخراج شده از کاه و کلش گندم اثرات آللوپاتیک را بروی طیف وسیعی از گونه های علف هرز نشان داد.

Steinsiek  و همکارانش در سالهای 1980 و 1982 گزارش کردند که گونه های علف هرز پاسخهای متفاوتی به عصاره آبی از خود نشان می دهند، درIpomoea hederacea L. و گاو پنبه بیشترین بازدارندگی و سوروف، Ipomoea lacunose L. و Cassia obtusifolia L. کمترین اثر بازدارندگی دیده شده است. این نتایج نشان می دهد که آللوکمیکال های موجود در کاه و کلش گندم، در خاک تحت اثر شستشو و باعث بروز اثرات انتخابی روی رشد علف های هرز مشخص در مجاورت خود شود(7).

آللوپاتی بقایای گندم در بین واریته ها متفاوت است. در استرالیا، 38 توده گندم برای  ارزیابی توانایی آللوپاتی بقایا بروی چچم یکساله توسط عصاره استخراج شده از کلش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که جوانه زنی و رشد ریشه چچم یکساله بطور معنی داری توسط عصاره آبی استخراج شده از بقایای گندم کاهش می یابد و بین توده های گندم اثر بازدارندگی بطور معنی داری متفاوت است.میزان بازدارندگی رشد ریشه در حدود 19.2درصد تا 98.7 درصد و برای جوانه زنی بذرها از 4.2 درصد تا 73.2 درصد متغییر می باشد. برای آزمایش توده های مختلف گندم برضد گونه های مقاوم چچم یکساله به علف کشهای (گروه A) بازدارنده های استیل COA کربوکسیلاز، (گروه B) بازدارنده های استولاکتات سنتتاز، (گروه C) بازدارنده های فتوسیستم 2 و (گروهD ) بازدارندهای تشکیل توبولین (tubulin)، بکار رفتند. نتایج نشان داد که عصاره آبی گندم بطور معنی داری باعث بازدارندگی جوانه زنی و رشد ریشه این گونه های زیستی مقاوم، می شود، میزان بازدارندگی جوانه زنی از 3.3 درصد تا 100 درصد بود که میزان آن بسته به توده ها متغیر بود. در مقایسه با شاهد میزان تغییر رشد ریشه در اثر مواد آللوپاتیک روی چچم از 12 دزصد تحریک کنندگی تا 100 درصد بازدارندگی متغیر بود. این نتایج نشان میدهد که آللوپاتی گندم می تواند توانایی کنترل گونه های مختلف مقاوم به علف کش ها را داشته باشد (8).

Murray  و Thilsted دریافتند که بازدارندگی تاج خروس در کرتهای پوشیده با کاه و کلش گندم بطور تقریبی با نتایج حاصل از کرتهای بدون مالچ با مصرف علف کش مشابه است. Banks و  robinsonهمچنین گزارش دادند که مالچ کاه و کلش گندم باعث توقف رشد علف های هرز Amaranthus spinosus L. و  Ipomoea purpurea L. می شود، و وجود گندم در زمینهای بدون پوشش بیش از مصرف علف کش ها موثر است. Shilling و همکارانش نشان دادند که مالچ گندم دارای اثرات بازدارنده آللوپاتیک بر برخی علف های هرز پهن برگ می باشد. آللوکمیکال های موجود در بقایای گندم در سیستم های بدون شخم بعنوان مالچ باقیمانده می تواند علف های هرز را در گیاه زراعی بعدی کنترل کند. همچنین استفاده از کاه و کلش گندم برای توقف علف هرز در جنگل زراعی ها هم گسترش یافته است. Jobidon نشان داد که عصاره آبی کاه و کلش گندم از رشد علف هرز معمول جنگل به نام Rubus idaeus L. تا 44 درصد جلو گیری می کند. این اثرات آللو پاتیک مجددا در مزرعه تائید شد (7).

Guenzi و همکاران دریافتند که بقایای گندم بعد از گذشت 8 هفته در شرایط مزرعه دیگر حاوی ترکیبات سمی محلول در آب نیستند. بنابراین مواد سمی می توانند، مخصوصا در خاکهای با زهکش ضعیف توسط باران از بقایای کاه و کلش گندم به درون خاک، آبشویی شوند.

Banks  و Robinson همچنین نشان دادند که مالچ کاه و کلش از رشد تاج خروس و Ipomoea purpurea L. جلوگیری می کند و گندم ناخواسته نسبت به علف کشهای استفاده شده در مناطق بدون مالچ باعث بروز اثرات موثرتری می شود.

Guenzi و همکاران نشان دادند که مواد سمی عصاره آبی کاه و کلش 9 واریته گندم در اثر بازدارندگی بروی جوانه زنی و رشد گیاهچه گندم متفاوت بودند (3).

گندم خشک شده با علف کش گلیفوزیت و پاراکوات، زیتوده علف های هرز را 88- 76 درصد کاهش می دهد. مالچ گندم مسئول کاهش جمعیت نیلوفر (Ipomea lacunose) و علف های هرز دیگر در سیستم بدون شخم گندم است. وجود فرولیک اسید و ترکیبات دیگری را مسئول کاهش رشد علف های هرز در سیستم بدون شخم، می دانند.

سمیت بقایای گندم در مراحل معینی از رشد بیشتر است و با گذشت زمان، کاهش می یابد. بطور کلی، هر چه زمان تجزیه بقایای گیاه زراعی طولانی تر باشند، از انباشتگی مواد سمی در خاک کاسته می شود. کاه و کلش گندم، جمعیت علف های هرز پهن برگ را 16.8 درصد کاهش می دهد، اما اثری بر علف های هرز باریک برگ ندارد. البته کاه و کلش گندم، زیتوده هر دو نوع علف هرز را کاهش می دهد. افت زیتوده تا 120 روز پس از بذر افشانی افزایش اما پس از آن، کاهش می یابد. توانائی دگر آسیبی بقایای گندم تحت تاثیر سن، مقدار آب، کربن، نیتروژن و pH خاک تعیین می گردد.

عصاره های آبی بقایای گندم با غلظت 2 و 4 درصد از جوانه زنی بذر، رشد ریشه، نوشاخه و گیاه کامل، می کاهد. اثر بازدارندگی بر علف های هرزی نظیر تاج خروس، آشکارتر از سوروف بود. سمیت بقایای گندم بر سوروف تا 6 هفته پایدار است و پس از آن از بین می رود(1).

 

اثرات زیان آور آللوپاتی گندم

 

1. خودمسمومی گندم:

 

خودمسمومی گندم، رشد کند گیاهچه های استقرار یافته و به دنبال آن کاهش عملکرد دانه ای گندم معمولا هنگامی رخ می دهد که قبلا کاه و کلش گندم در زمین رها شده باشد. Alam در سال 1990 گزارش کرد که جوانه زنی و رشد گندم تحت تیمار عصاره آبی کاه وکلش همان گونه گندم بطور معنی داری کاهش می یابد. تحقیقات نشان می دهد که تنوع خود مسمومی گندم بسته به واریته آنهاست. بطور مثال رقم Gaboاثر بازدارندگی قویتری نسبت به رقم Insignia نشان می دهد. مواد استخراج شده از کاه و کلش رقم Gabo و رقم  Insigniaدارای اثرات بازداندگی بر رشد ریشه و گیاهچه گندم به میزان 27 و 4 درصد و همچنین بازدارندگی بر رشد ساقه به میزان 43 و 12 درصد می باشند. مواد آللوپاتیک حاصل از گیاه زنده گندم و کاه کلش گندم می تواند در زمانی که گندم بطور متوالی کشت شود، تجمع پیدا کند.

وارد کردن گندم در یک سیستم کشت، چه بصورت تک کشتی و چه بصورت تناوب با دیگر غلات، در مقایسه با دیگر سیستمهای کشت باعث افزایش اثرات خودمسموی می شود، که این خود دلالت بر تجمع فیتوتوکسین ها دارد(7).

 

2. آللوپاتی گندم و رشد دیگر گیاهان زراعی:

 

Hozumi و همکارانش در سال 1974 اظهار داشتند که عصاره آبی بقایای گندم از رشد برنج، جو و چاودار جلوگیری می کند. بقایای گندم همچنین اثر آللوپاتیک بروی رشد سویا دارد.narwal و همکارانش در سال 1997 گزارش دادند که عصاره های آبی کاه و کلش گندم به طور زیان آوری روی جوانه زنی و رشد گیاهچه چندین گیاه علوفه ای همچون ذرت، سورگوم،Pennisetum glaucum L.،  Cyamopsis tetragonolobaو Vigra unguiculata اثر می گذارد.

اثرات منفی آللوپاتی بقایای گندم بروی رشد دیگر گیاهان زراعی همراه با رقم گندم تغییر می کند. در آزمایشات گلخانه ای، 20 واریته گندم اثرات آللوپاتیک متفاوتی را بروی رشد رقم Dare سویا نشان دادند البته در این آزمایش ارقام سویا در خاکی حاوی 2 درصد از بقایایای کاه و کلش گندم رشد یافته بودند.

حساسیت ها به آللوپاتی بقایای گندم در گیاهان زراعی متفاوت است. Putnam و همکاران در سال 1983 گزارش دادند رشد بادمجان، ذرت، خیار، کاهو، نخود،Snapbean به بقایای گندم واکنش های متفاوتی می دهند.Dias در سال 1991 دریافت که گندم، یولاف و Trifolium subterraneum در واکنش به تجزیه شدن کاه و کلش گندم متفاوت هستند.

واریته های گیاهان زراعی مختلف همچنین به آللوپاتی بقایای گندم به طور متفاوتی واکنش نشان می دهند. Hicks و همکاران در سال 1989، 11 واریته پنبه را برای ارزیابی توانایی مقاومت به اثرات بازدارندگی کاه و کلش گندم در آزمون زیست سنجی آزمایشگاهی و مطالعات گلخانه ای غربال کردند.واریته مقاوم paymaster404 و واریته حساس Acala A246 برای آزمایشات مزرعه ای انتخاب شدند. جوانه زنی پنبه به طور میانگین 9 درصد برای Paymaster404 و 21 درصد برای Acala A246 کاهش یافت. همچنین در آزمایشات مزرعه ای و گلخانه ای واریته های سویا به طور معنی داری در مقاومت به اثرات آللوپاتیک بقایای گندم متفاوت بودند. واریته های Davis و ‍‍‍Centennial بیشترین مقاومت و Correst کمترین مقاومت را داشت.(7)

مدیریت اثرات زیان آور بقایای گندم

اثرات زیان آور بقایای گندم توسط چند فاکتور زنده و غیر زنده تعیین می شود که شامل ژنوتیپ، کاه و کلش، مقدار و مدت زمان تجزیه شدن، نوع خاک، نحوه کشت و کار، خاک و شرایط اقلیمی می باشد. تحقیقات نشان می دهد که این اثرات مضر بر محصولات کشاورزی را می توان با روشهای مدیریت موثر بر بقایای گندم کاهش داد. تناوب دقیق و صحیح گیاهان زراعی باعث افزایش اثرات مفید آللوپاتی همراه با کاهش میزان تجمع مواد آللوشیمیایی، می شود.

تناوب با گونه های زراعی متحمل یا واریته های متحمل در گونه های زراعی، اثرات آللوپاتیک کاه و کلش گندم را به حداقل می رساند. انتخاب واریته های گندم که خاصیت آللوپاتی ندارند یا واریته هایی که متحمل به آللوپاتی هستند بعنوان گیاه زراعی بعدی یک روش تناوب مناسب است. اگر یک واریته خاص گندم دارای خاصیت آللوپاتیک طبیعی است، می توان یک واریته گندم متحمل به آللوپاتی را در تناوب انتخاب نمود.

اگر انتخاب واریته های متحمل گندم امکانپذیر نبود و مجبور بودیم کاه کلش را در زمین باقی بگذاریم، ابتدا یک واریته گندم، با کمترین مقدار فعالیت آللوپاتیک را کشت می کنیم تا مشکلات فیتوتوکسیک برای گیاه بعدی کاهش یابد.

ارتباط متقابل بین مقدار کاه و کلش با خاصیت آللوپاتیکی به خوبی به اثبات رسیده است. با عواملی مثل کاهش مقدار کاه و کلش باقیمانده، کشت زودتر، و کشت واریته های متحمل به آللوپاتی می توان بر اثرات منفی کاه و کلش گندم غلبه کرد. میزان تجزیه اولیه بقایا می تواند در واکنش گیاه بعدی اثر بگذارد. آللوکمیکال هایی که از بقایا شسته شده، و وارد خاک می شوند می تواند تحت تاثیر جذب سطحی خاک، آبشویی، تغییرات میکروبی یا پروسه های تجزیه قرار گرفته و در نتیجه خاصیت آللوپاتیک طبیعی خود را از دست بدهند. بررسی ها نشان می دهد که بعد از مدتی که بقایا تجزیه شدند، خاصیت آللوپاتیک از بین می رود.

تیمار کردن بذور گیاهان زراعی قبل از کاشت با آللوکمیکال ها می تواند به منظور افزایش مقاومت بذور به آللوپاتی گندم صورت گیرد.Cowsik و Jayachaandra گزارش کردند که می توان با خیساندن 4 ساعته بذور گندم در اسید کافئیک (1ppm)، اسید فرولیک (5ppm) و اسید وانیلیک (1ppm) در آنها ایجاد مقاومت کرد(7).

 

آللوپاتی گندم، توانایی برای مدیریت علف های هرز، آفات و بیماریها می باشد. هم آللوپاتی بقایای گندم و هم آللوپاتی گیاهچه گندم می تواند برای مدیریت علف های هرز به کار رود. واریته های گندم در توانایی آللوپاتی بر ضد علف های هرز متفاوت هستند، و انتخاب واریته هایی با توانایی آللوپاتی می تواند بعنوان یک استراتژی مفید در مدیریت تلفیقی علف هرز استفاده شود. خودمسمومی گندم بروی سیستم های تولید کشاورزی اثرات منفی دارد مخصوصا زمانیکه کاه وکلش گندم بروی سطح خاک، برای اهداف کشاورزی حفاظت شده ، رها شده است. در آینده آللوپاتی گندم نیازمند بررسی هایی در جهت افزایش توانایی آللوپاتی برای کنتزل علف هرز، آفات و بیماری و به حداقل رساندن اثرات منفی روی گندم و دیگر گیاهان زراعی، است. 

Wheat (Triticum aestivum) allelopathy has potential for the management of weeds, pests and diseases. Both wheat residue allelopathy and wheat seedling allelopathy can be exploited for managing weeds. Wheat varieties differ in allelopathic potential against weeds, indicating that selection of allelopathic varieties might be a useful strategy in integrated weed management. The negative impacts of wheat autotoxicity on agricultural production systems have also been identified when wheat straws are retained on the soil surface for conservation farming purposes. Wheat allelopathy requires further study in order to maximize its allelopathic potential for the control of weeds, pests and diseases, and to minimize its detrimental effects on the growth of wheat and other crops.

منابع

  1. میقانی، فریبا.1382.آللوپاتی، از مفهوم تا کاربرد. انتشارات پرتو واقعه.

  2. Bertholdsson N.O., S. Tuvesson.2005. Possibilities to use marker assisted selection to improve alleopathic activity in cereals. COST SUSVAR/ECO-PB Proceeding.(1)

  3. James W. Steinsiek, Lawrence R. Oliver, and Fred C. Collings.1982. Allelopathic potential of wheat (triticum aestivum) straw on selected weed species. Weed sci. Vol.30:495-497.(5)

  4. Rizvi S. J. H., Ketata H., Bazazi D., and Roostaii M., Pala M. WEED SUPPRESSING ABILITY OF BREAD WHEAT GENOTYPES UNDER GREENHOUSE AND FIELD CONDITIONS. Second European Allelopathy Symposium “Allelopathy – from understanding to application”(10)

  5. Rizvi, S. J. H .,Rizvi, V., Tahir, M., Rahimian,M.H., Shimi, P. and Atri, A. 2000. Genetic variation in allelopathic activity of wheat (Triticum aestivum L.) genotypes. Wheat Information Service.Number 91: 25-29(11)

  6. Wu H. 2005. Molecular approaches in improving wheat allelopathy.Proceedings of the 4th World Congress on Allelopathy, Aggust 2005, Wagga Wagga, Australia.(9)

  7. Wu H., J Pratley, D Lemerle and T. Haig. 2001.Allelopathy in wheat (triticum aestivum) Ann. Appl. Biol. 139:1-9

  8. Wu.H, Haig T., Pratley J., Lemerle D., An M. 2001. Allelopathicals in wheat (Triticum aestivum): Variation of phenolic acids in shoot tissues. Journal of Chemical Ecology 27:125-135.(wu2001)

  9. Wu.H, J.Pratley, D.Lemerle,and T. Haig.2000.Evaluation of seedling allelopathy in 453 wheat (Triticum aestivum) accessions against annual ryegrass (Lolium rigidum) by the equal-compartment-agar method. Agust.J.Agric.Res.,2000,51, 937-44(12)

  10. Wu.H, J.Pratley, D.Lemerle,and T. Haig.2000.Laboratory screening for allelopathic potential of wheat (Triticum aestivum) accessions against annual ryegrass (Lolium rigidum). Agust.J.Agric.Res.,2000,51, 259-66(13)

منبع: وبلاگ مزرعه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 11:30  توسط فرید  | 

مطالب قدیمی‌تر